2821
2789

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

به کجا باید برسم دقیقا🤔اگه منطورت عروسیه که نه هنوز 😁

سلام 

جدی نیومدی نگفتی از آشناییتااا

ما سریالی دوست داشتیم طرف تعریف کنه😂😂😂

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
سلام جدی نیومدی نگفتی از آشناییتاااما سریالی دوست داشتیم طرف تعریف کنه😂😂😂

راست میگه

تپش خانوم پاسخ گو باش 

تو شروع کن شاید با داستانهای تو جادو مارم بگیره نوبت ما بشه 

ما از طریق یه فامیل دور به هم معرفی شدیم

و کاملا سنتی بود 

خیلی هم سریع پیش رفت

خودم نمیدونم چی شد اصلا

حتی دوساعت مونده بود به عقد  انقدر حالم وحشتناک بود که میگفتم همین الان میزنم زیر همه چیز 

حال خوبی نداشتم اون روزا و برام خاطره های خوبی نداشت که بخوام تعریف کنم 

 وقتی که عاقد ازم پرسید آیا وکیلم پاهاااام داشت میلرزید و اصلا انگار روی زمین نبودم  و فقط دعا کردم که مهرش بیفته توی دلم و چند ماه طول کشید تا کامل کنار بیام و بپذیرم 

و اون اوایل همش گریه میکردم ولی خب در نهایت اون دعای سر عقد گرفت  🙂


الان که دارم به سالگرد اون روزا نزدیک میشم حسرت میخورم که چرا روزایی که میتونست پر از خاطره های خوب و به یاد موندنی باشه اونقدر تو حال بد گذشت 💔


ولی خب بازم شکر 🥰


حالا به نظر شما این داستان موضوعی برای تعریف کردن داره؟🤪


شماها یجوری عاشق بشید و ازدواج کنید که بتونید تعریف کنید 🤪😘


ما از طریق یه فامیل دور به هم معرفی شدیمو کاملا سنتی بود خیلی هم سریع پیش رفتخودم نمیدونم چی شد اصلا ...

عزیزم من و سوگند وسط علوم پزشکی هستیم

از این پرنسسعلی ها شوهر در نمیاد

بده بغلی😂😂

ما از طریق یه فامیل دور به هم معرفی شدیمو کاملا سنتی بود خیلی هم سریع پیش رفتخودم نمیدونم چی شد اصلا ...

ایشالا خوشبخت بشی قشنگم💞

من خودم خیلی از همچین موقعیتی میترسم خداروشکر که واسه شما ختم به خیر شده و الان صداتو از وسط مرغدونی داریم🥰😁

قاطی مرغ و خروس ها چطوریه راستی؟😜

راست میگهتپش خانوم پاسخ گو باش تو شروع کن شاید با داستانهای تو جادو مارم بگیره نوبت ما بشه

منو تو از کارمای فردین بدوریم تو اینجا😂😂😂

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
ما از طریق یه فامیل دور به هم معرفی شدیمو کاملا سنتی بود خیلی هم سریع پیش رفتخودم نمیدونم چی شد اصلا ...

انشالله خوشبخت بشی عزیزم 

تپش یعنی اول که دیدی هیچ جذابیتی نداشت واست؟

به معیارات نمیخورد؟

آخه واقعا آدم نمیتونه با کسی که گرایشی بهش نداره پای سفره عقد بره

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
انشالله خوشبخت بشی عزیزم تپش یعنی اول که دیدی هیچ جذابیتی نداشت واست؟به معیارات نمیخورد؟آخه واقعا آد ...

نه واقعا 😐🤦‍♀️

اولش خنثی بودم بعد تازه تبدیل به حس بد هم شده بود 

البته این تحت تاثیر یکی از نزدیکانم  هم بود که مدام بدشو میگف برام چون موافق نبود 


حتی بعد اینکه عقد کرده بودم بهم گفت که من همش میگم الان بقیه با خودشون میگن حتما به تپش تجاوز شده و مجبور بوده که قبول کرده که با این آدم ازدواج کنه🙂🙂🙂🙂🙂🙂


خیلی طول کشید تا تونستم هضم کنم  💔


و جالب اینکه تو یکی از مناسبت ها که ایشون هم دعوت بود اومد بهم گفت که همسرت بعد ازدواج کلی تغییر کرده در حدی که باخودم میگم من چرا انقدر بدشو پیش تپش گفتم اینکه مشکلی نداره ظاهرش




و واقعیت اینه که واقعا مشکلی نداره اما ذهنیتی که این ادم ازش پیش من ساخته بود باعث شد اونقدررررر حسای بدی داشته باشم


بچه ها به عنوان کسی که به معنای واقعی کلمه اسیب دیدم از دخالت ها و اظهار نظر های بی جای بقیه ازتون خواهش میکنم اگر تو موقعیت های مشابه قرار گرفتید  هیچ وقت هیچ وقت همچین کاری رو در حق کسی نکنید بذارید خودش تصمیم بگیره شاید شما فکر کنید دل سوزی میکنید اما ممکنه از حرفای شما  روح اون ادم زخمایی ببینه که هیچ وقت التیام پیدا نکنه






2790
2823
2791
2779
2792