سلام سلام شب همگی بخیر😍
امیدوارم غیبت کبری منو ببخشید😂 دلم کلی براتون تنگ شده بود🫠
اول بگم که بی معرفت هستم اما الزایمری نیستم بخدا یادم هست نزدیک یک سال شب و روز درارتباط بودیم و کنار هم بودیم و همتونو دوس دارم🥲🥲🥲
اینم بگم که داداشم خداروشکر خداروشکر امتحانشو خوب داد یعنی از جلسه که اومد بیرون گفت نه گند زدم و دیگه کلا تخصص ول میکنم همینجوری کار میکنم و اینا ولی رتبه هاشون که اومد با توجه به سالای قبلی فکر میکنیم که جراحی فک و صورت شهر خودمون یا شهرای دیگه بیاره همون چیزیه که خودش میخواست ولی خیلی سخته کشیک و اینا داره دیگه چند سال درگیره🤦🏻♀️ ولی همینم خوبه تو دلم میگم حالا حالا ها زن نمیگیره🤣
از خودم بخوام بگم که فعلا در تعطیلاتم از مهر میرم ترم ۹ دیگه دو سه ترم دیگه تمومم بعدش نمیدونم چیکار میکنم هر دفعه تصمیمم عوض میشه چون اصن قانونا هم هی هر هفته عوض میشه😑 بعد اینکه من کلا از عید به بعد خیلی بد شدم الان که فکر میکنم واقعا امیرعلی خیلی مردی کرد منو تحمل کرد😂 اگه یادتون باشه من به یه چیزایی گیر بودم از جمله راننده و اینا بعد درکنارش داداشم امتحانش نزدیک شد هم زمان اوضاع خونه مامانم اینا خوب نبود بعد تازه مامانبزرگم یه علائمی داشتن که ما فکر کردیم دارن بیماری پدربزرگ مرحوممو میگیرن دیگه اون موقع بود که من خونه و زندگیو ول کردم تقریبا نصف خونه مامانبزرگم نصف پیش داداشم بودم یه ذره ام میومدم خونه خودمون خودمم امتحانام شروع شد کل اون مدت خیلی سخت گذشت تو استرس و فشار بودم فقط فکر کنین من بین امتحانام سه بار مامانبزرگمو بردم تهران و اوردم برای دکتر و ازمایش نه اینکه بیچاره ازم توقع داشته باشن ولی خودم تحمل اینکه بخوان مریض بشن ندارم بعد تازه نمیخواستمم داداشم بفهمه تا کجا جدیه هی میپیچوندمش اون وسط با امیرعلی ام یه ذره لجبازی داشتیم…اما الان دختر خوبی شدم واقعا از بعد امتحان داداشم چسبیدم به شوهرداری زیااااد😂
درنهایت الان مامانبزرگم خوبن خداروشکر داداشمم خوبه داره کم کم برمیگرده به دوران دختر بازی😂 البته اینم بگم روز تولد داداشم با یه هدیه ای مواجه شدم که فهمیدم مثل اینکه یه دختری یه ساله که هست و من خبر نداشتم حتی حین درس خوندنشم که اصلا وقت اینکارا رو نداشته دختره دورادور کنارش بوده و الان یه نیمه حس خواهرشوهری دارم🤣داداشمم بدجنسسس هیچی نمیگفته
بعد اینکه برای راننده من یه روز پاشدم تصمیم گرفتم که هرکاری میکنم برعکس کنم یعنی اصلا نگم که دوس ندارم با این برم خیلی راحت حداقل وانمود کنم اوکیم تازه خوشمم میاد بعد یه هفته دیگه خودمم باورم شد که بدم نیست بعد به طرز مسخره ای امیرعلی ام کم کم حساسیتش کمتر شد دیگه خودش مثلا میگفت اوکیی باهاش بری؟ اگه بخوای میتونم یکار کنم خودم بیام دنبالت من میگفتم نه چرا بذار با اون برم یعنی جامونو برعکس کردم😂 بعد رسید تا چند وقت پیش که اقاهه رو فرستاد کربلا اون موقع من میخواستم برم جایی تنها هیچی نمیگفت یا اینکه خودش بیکار بود ولی دیدم مشکلی نداره اینجوری بود که فهمیدم سر یه چیزایی عین پسر بچه ها باید باهاشون عمل کرد😄 الانم رانندهه هست ولی خودمم تنها میرم نمیخوام کامل قطعش کنم چون واقعا بعضی وقتا به درد میخوره و میترسم یهو حساس شه
دیگه بخوام بگم…. اهان اشپزی ام بنده پیشرفت چشمگیری داشتم😂 تعریف از خود نباشه حالا اشپزی عالی مثل شما ها نمیکنم ولی در حدی هست که امیرعلی داره چاق میشه😂😂 یعنی قابل قبوله غذا های جدیدم میپزم مثلا امروز مرغ پرتقالی پختم خدایی خوب شد جاتون خالی😅♥️
فردا صبح داریم میریم سفر البته بعد امتحان داداشم با اون رفتیم یه سفر سه تایی الان داریم دونفری میریم اونو فرستادم بخوابه که خودم چمدون جمع کنم خودمم اومدم اینجا دارم طوماری اطلاعات میدم😍😂