سلام نمیدونم چطوری بگم
یه چیزایی برام پیش اومد که نمیتونم اینجا توضیح بدم نه اینکه نشه فقط نمیتونم همه مسائلو تو چند خط برا کسایی که ندیدنم بنویسم جوری که بتونین خودتونو جای من بذارین
همین الانم نمیدونم دارم چی میگم احتمالا به خاطر غیبتم از دستم عصبانی و ناراحتین اگه یه روزی اینجا رو ببینینم خراب تر میشم تو ذهنتون
ولی حداقلش اینه به خودم نشون میدم اینجا رو یادم نرفته
از حالم بخوام بگم فقط اینکه خسته ام و دلم میخواد چند هفته بخوابم
از چیزای قبل عید و عید و تا امتحانام که به معنای واقعی جون کندم تا این ترمم گذشت و چیزایی که یهویی گره خوردن تو هم و همه چی افتاد رو دوشم خسته شدم الان که اومدم اینجا پشت در حوزه امتحان داداشم نشستم همینکه رمزمو میزدم دیدم از پارسال تا الان چقد بزرگتر شدم . نمیدونم کِی اینو میخونین ولی لطفا براش دعا کنین نتیجه تلاشاشو ببینه
اعلان پیامای تاپیک و خصوصیم زیاده
منم دوستتون دارم و شرمندتونم
دلم میخواد مثل قبلا بیشتر بیام
میدونم این اخلاقم خیلی بده اما با دوستای واقعیمم همینم دست خودم نیست بعضی وقتا تنها باشم راحت ترم الانم نمیدونم چرا عین دیوونه ها میس کالا و پیاماشونو صبح تا حالا ندید میگیرم اومدم اینجا اینارو مینویسم