2789
دقیقا من نزدیک هشت ماهه زنشم تو این هشت ماه هیچ چیزی در این مورد به من نگفته هیچ چیزی... دریغ از یه ...

شاید بخاطر شغل بابات فکر کرده خودت می دونی و نیاز. به توضیح نبست امیدوارم حرفایی که زدید باعث بشه آروم شی

کاش دنیا همون گوشه دنجی بود که تو توصیف کردی ولی نیست و باید براش آماده باشی 

یه شعری هست که میگه 

هستم اگر می روم گر نروم نیستم

تو حتی وقتی به لطافت آب هستی و سر راهت پر از سنگ خارا است برو و ادامه بده چون ایستادن مساوی با مرداب شدنه 

این روش من در مقابل مشکلات بوده از اول تا الان وگرنه دیدم افرادی رو که نصف مشکلات منو نداشتن و کم آوردن جانا احساسم به تو احساس مادر به فرزنده احساسی که تو دنیای واقعی ندارمش کاش کمی با مادرت صحبت کنی و ازش بخوای راهنمایت کنه تا توهم مثل خودش مسائل تو باهم حل کنید مادرت بهترین راهنمای تو هست با توجه به شناختی که از ایشون پیدا کردم کفه عقل و احساس منطقشون توازن داره

.

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



اوضاع بد نیس ولی خیلی خوبم نیس


خب تا حدودی طبیعی نه شما انتظار داشتی نه ایشون هرکس هم نظر خودش رو داره به همین خاطر یک مقدار زمان می بره شرایط خوب بشه ...

در جستجوی آنچه که برایم مقدر نکرده ای خسته ام مکن ✨
شاید بخاطر شغل بابات فکر کرده خودت می دونی و نیاز. به توضیح نبست امیدوارم حرفایی که زدید باعث بشه آر ...


احساس منم به شما احساس به یه پیشوا و راهنماست💖  راهنمایی که مدیر و مدبره  خودش درد و رنج کشیده ولی کوله باری از تجربه داره با درایت و قادره آگاهه. کاردان و با تدبیره و در عین حال مهربون و دلسوز  آدمهایی مثل شما کمیابن با ارزشن  ادمهایی که خوبی عرضه میکنن و دلشون به وسعت عرش خداست.  بزرگی دلشون حتی از پشت کلماتی که بیان میکنن پیداست و قلب مهربونشون از کیلومترها فاصله هویداست به امثال منی که حتی از نزدیک ندیده اند دلبخشی میدن و بدون هیچ چشمداشتی اروم میکنن و این از روح بزرگشونه.  حرفهاشون تسکین دهنده هست طوریکه روی قلب ادم میشینه و این بی شک از بزرگی دل و روحشونه.که حتی از پشت کلماتی که تایپ میکنن هم حس میشه .... اینا حرفای دلم بود که با خوندن کامنتتون دریافت کردم و نخواستم همچنان تو دلم بمونن  خواستم بیان کرده باشمشون.

 خوشبحال سرهنگ و پسراتون بخاطر بودن انسان فهیمی مثه شما در کنارشون  

شما هم مثه مامانمین جسور و بزرگ دل که یه دلیلش میتونه تجربه بیست سی سال زندگی مشترکتون کنار سرهنگ باشه همینطور که تجربه سی سال زندگی مشترک کنار پدرم از مامانم یه شخصیت بی باک و دلیر ساخته. اما من حس میکنم برای به این درک رسیدن خیلی ناتوانم و فاصله زیادی دارم.... حس میکنم هنوز خیلی کوچیکم و نا امید... و راه زیادی دارم تا رسیدن به اونچه که باید......ولی همیشه شخصیت های بزرگی مثل شما واسم اسطوره هستن و قابل ستایش 

 حل کردین مشکلو؟ رفع کدورت شد ؟

اره تا حدودی... میدونی از قبل هم یه سری مشکلات بود... خیلی چیزا گفتنی نیس... چون فقط یه قضیه نیس.. مثلا همین روزای پیش موقع امتحانات دانشگاهم برای رفت و امدم محمد که نبود با بابام میرفتم اگر هم بابام نبود یا کاری واسش پیش میومد محمد هماهنگ میکرد با باباش و باباش منو میرسوند..

میدونی تپش من مجردیم راحت و ازاد بودم الان خیلی سختمه که همیشه همه جا فقط با خودش برم...

اره تا حدودی... میدونی از قبل هم یه سری مشکلات بود... خیلی چیزا گفتنی نیس... چون فقط یه قضیه نیس.. م ...


برام جای سواله

چرا تو و یاسی ،شوهراتون برا رفت و آمد انقد بهتون سخت میگیرن

با این که هر دو بالای بیست سال سن دارید و تو سنی هستید که میتونید حتی مستقل زندگی کنید


فکر میکنم پسرای این دوره تقسیم به دو گروه شدن

یه گروه محتاط مثل محمد و امیرعلی

یه گروهم که آزادی کامل و بی قید و شرط بدون هیچ مرزی میدن،


که خب از نظر من هر دوش ایراد داره

جدا تو این سه سال اخر اطرافم هر زوجی که تازه ازدواج کردن همینطور بودن

# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

برام جای سواله چرا تو و یاسی ،شوهراتون برا رفت و آمد انقد بهتون سخت میگیرن با این که هر دو بالای ب ...


رسپینا مشکل من فقط مشکل رفت و امد نیس... میدونی من تو این  هفت هشت مااه فقط یه بار خونه داییم رفتم فقط یه بار اونم در حد نیم ساعت و با حضور خود محمد... میدونی چرا؟ چون پسرداییم پسره اون خونهس...  با اینکه الان دانشگاهه و اصلا تو شهر خودمون و خونه داییم نیس ولی من نمیتونم برم خونه داییم چون اون خونه قبلا خونه ی اون پسر بوده...

اره تا حدودی... میدونی از قبل هم یه سری مشکلات بود... خیلی چیزا گفتنی نیس... چون فقط یه قضیه نیس.. م ...

هیچ جوره کوتاه نمیاد ؟ مثلا خودت با ماشین رانندگی کنی ؟

در جستجوی آنچه که برایم مقدر نکرده ای خسته ام مکن ✨
برام جای سواله چرا تو و یاسی ،شوهراتون برا رفت و آمد انقد بهتون سخت میگیرن با این که هر دو بالای ب ...


 رسپینا دقیقا با حرفت موافقم 👌

 نمیدونم چرا الان پسرایی که تازه ازدواج میکنن حد تعادل ندارن یا بسیار محتاط عمل میکنن و ترس از دست دادن زن و زندگیشون رو دارن

یا بسیار بی خیال و آزادی بیش از حد  به همسرشون میدن که در قبالش خودشون هم این آزادی رو داشته باشن و همسرشون خیلی براشون اولویت نداره

به نظرم هردو آزار دهنده هست ولی باز تحمل مورد اول راحتره چون طرف مقابلت هم خط قرمزها رو رعایت میکنه و بیشتر خانواده دوست هستن 

و به نظرم اختلاف سنی بیشتر از ۵ سال این موارد سختگیری بیشتر میشه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز