عکس العملش خییلی خوب بود
دیروز عصر که اومد خونه گفت چیزی نمیخوای بگی؟ گفتم نه چی بگم
بعد گفت مامانم گفته چی شده و فلانی چی گفته…. گفت چرا بهم نگفتی نذار هیچی تو دلت جمع شه ما ازدواج کردیم یعنی دیگه ناراحتی تو ناراحتی منم هست تازه اینکه به خاطر منم بوده و دیگه قول بده هرچی میشه رو بگی و این حرفا
بعدم گفت همه میدونن تو چقد خوبی چقدر کاملی فقط نمیتونن قبول کنن و ببینن برا همین این حرفا رو میزنن همین که من از روز اول دیدمت جذبت شدم کمتر ۶ ماه عروسی کردیم برا همه اثبات میکنه تو هیچ عیبی نداری و اصلا به کسی ربطی نداره مهم اینه من تو رو انتخاب کردم از انتخابمم کاملا راضیم ( وای بچه ها اینا رو میگفت تو دلم قند اب میشد😍😍😍😅) بعدم گفت به مامانم گفتم اگه قراره یاس تو هر مهمونی هرجایی از فامیلا و آشنا های ما از این حرفا بشنوه دیگه ما نه پاگشا میخوایم و نه هیچی