من وقتی خواهرم داشت عروس میشد
دوتا خواهر هام فاصله سنیشون خیلی نزدیک بود بهم و همیشه باهم بودن
خواهر دومم از ۱۰ روز قبل عروسی شرو کرد به گریه کردن
اون ابجیم که عروس بود انگار نه انگار
منم که دیگه هیچی نگم براتون🤣
شب عروسی که اومد خدافظی ابجی دومم همینطور اشک میریخت من خیلی لطف کردم پاشدم دستمال اوردم براش اشکاشو پاک کنه😂
حالا عروس خانوم داشت از در خونه میرف بیرون یهو برگشت گف عه با خواهرام رو بوسی نکردم فک کن حتی خدافظی نکرده داش میرف 😐😂
اون لحظه که روبوسی کردیم اونجااا دلم گرف انگار تازه ملتفت شدم عه داره میره هااا چشام پر اشک شد ولی خودمو کنترل کردم ولی فقط همین 😐😂
حالا بعد عروسی کلی ابجیمو دست مینداختم که لعنتی حد اقل یه قطره اشک میریختی بی عاطفه
از هولت حتی روبوسی نکرده داشتی میرفتی 🤣
که خواهرم گف رفتم خونه خودم و تاصبح گریه میکردم که از پیشتون رفتم 😐
نکرد گریه هاشو جلو فک و فامیل کنه فیلم هندی بشه 😐😂
من جز همونام که زیادن
ولی واقعا وقتی یکی میره خونه دلگیر میشه
حالا با همشون اتمام حجت کردم من برا همتون اشکم درومده ناراحت شدم
من بخوام از این خونه برم گریه کن ندارم همتون از دور شدن من باید گریه کنید لعنتیا🤣🤣🤣