2821
2789

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

چقدراستراحت تواتاق طولانی شد . انشاالله خیره 

واقعا تواین سایت  به این نتیجه رسیدم که طرف تا مشکلی داره میادخوب که با فکرو دل یه عده بازی میکنه وبعد که مشکلش حل شددیگه میره وحتی براش مهم نیست بیاد ازحال خودش یه خبربده  واین در صورتی که تازه طرف راست گفته باشه و اونیم که دروغ میگه که دیگه واویلا  

جاری که از اول تا آخر بود یه گوشه نشسته بود مثل حالت همیشگیش

نه با هیچ کس حرف میزد نه هیچی فقط سلام کردیم همین ولی پسرحاجی کاملا بهش بی محلی می‌کرد گفت بهش سلامم نکرده

من تا آخر شب جمعه که با پسر حاجی بودم اومدم خونه  خوابیدم گفتم صبح میام اینجا ولی صبح با تلفن ...

عزیزم روحشون شاد...

واقعا تواین سایت  به این نتیجه رسیدم که طرف تا مشکلی داره میادخوب که با فکرو دل یه عده بازی میکنه وبعد که مشکلش حل شددیگه میره وحتی براش مهم نیست بیاد ازحال خودش یه خبربده  واین در صورتی که تازه طرف راست گفته باشه و اونیم که دروغ میگه که دیگه واویلا  
جاری که از اول تا آخر بود یه گوشه نشسته بود مثل حالت همیشگیش نه با هیچ کس حرف میزد نه هیچی فقط سلام ...

همین بسشه حساب کاراومده دستش

واقعا تواین سایت  به این نتیجه رسیدم که طرف تا مشکلی داره میادخوب که با فکرو دل یه عده بازی میکنه وبعد که مشکلش حل شددیگه میره وحتی براش مهم نیست بیاد ازحال خودش یه خبربده  واین در صورتی که تازه طرف راست گفته باشه و اونیم که دروغ میگه که دیگه واویلا  

خانواده عمو هم که اومدن( مامانم اینا نبودن دیگه) انگار هیچ کس فکر نمیکرد دخترعموام بیاد همون موقع ورودشون پسرحاجی گفت میخوای ما بریم بیرون؟ گفتم نه( چون واقعا زشت بود یهو ما پاشیم بریم ) 

بعد خود عمو و زنش گفتن ما میخوایم بریم خونه فلانی بچه هاش گفتن ما نمیایم خلاصه همونجا موندن بقیه هم منو فرستادن اتاق پسرحاجی که یکم بعدشم خودش اومد . حدودا نیم ساعت بعد ما رفتیم خدافظی کردیم تا آخر شب رفتیم بیرون .موقع خدافظیم جاری و دختر عمو دیدم کنار هم نشستن . 

2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز