2821
2789
میگم رسپینا حرف خیلی دارم واسه زدن  من قبلا بهتون گفته بودم پدر کسی که دوستش دارم طلافروشه من ...

اینو گفتی یاد رمان اسطوره افتادم😄 خوندیش؟ بخونش حتما، بنظرم تو خیلیم شبیه دختر شخصیت اصلی رمان هستی(از نظر خصوصیات اخلاقی و شخصیت) 

 تو از اون آدم تو ذهنت یه بت ساختی، شاید دلت نمیخواد اون بت بشکنی،  لازمم نیست

بزار بمونه یه گوشه، همون ادم قابل احترام بمونه... کم کم یه نفر دیگه میاد که جای اونو بگیره


راجب خواستگارت چون خودت امادگی نداری بهانه درستو بیار،  ردشم نکن، ولی بگو میخوام برم دانشگاه...  شاید وارد فضای جدید بشی و با ادمای جدید آشنا بشی کمی روحیه ات تغییر کنه... 



# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

میگم رسپینا حرف خیلی دارم واسه زدن  من قبلا بهتون گفته بودم پدر کسی که دوستش دارم طلافروشه من ...

اول خواستم نصیحتت کنم بگم با خواستگاره آشنا شو، شاید به دلت بشینه و خلاصه کلی حرف دیگه،  یهو یادم اومد یه زمانی خودت همه این حرفارو به جانا میگفتی پس خیلی بهتر از من بلدی این چیزارو و قطعا نمیتونی که میگی سخته

حداقل تو شرایط الانت سخته... 

این مدتم همش سرت تو درس و کتاب بوده، نمیدونم چرا من انقد از این پشت کنکوری بودن متنفرم، راستش خودمم همون سال اول با این که رتبم خوب نشد انتخاب رشته کردم چون میدونستم ادم پشت کنکور موندن نیستم... 😄


اول همه کتابارو اتیش بزن بعد ببینیم چی میشه🚶‍♀️😄

# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

اینو گفتی یاد رمان اسطوره افتادم😄 خوندیش؟ بخونش حتما، بنظرم تو خیلیم شبیه دختر شخصیت اصلی رمان هستی ...

نه عزیزم رومان رو نخوندم 😂

ببین میدونی جالب قضیه کجاست ؟من همیشه به مادرم میگفتم مامان من شروین رو دوست دارم 

چرا نمیگم پسر فلانی (همین که الان خواستگاره)رو دوست دارم 

خدا گفت صبر کن 

الان همونو گذاشت تو کاسه ام 

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
اول خواستم نصیحتت کنم بگم با خواستگاره آشنا شو، شاید به دلت بشینه و خلاصه کلی حرف دیگه،  یهو یا ...

مادرم رو بتونم قانع کنم عالیه 

پسره بدجور دلش رو برده 

میگه این داماد رویاهای منه🤦‍♀️

از طرفی به مادرمم حق میدم چون من خیلی از موقعیت ها رو بدون آشنایی از خودم گرفتم 

من خیلی منطقی هستم ولی واقعا رسپینا خیلیا این دوتا شبیه همن حتی ظاهرشون اصلا یه جور عجیبیه 

من دانشگاه رو میرم ولی راستش در کل خوشم نمیاد تو محیط دانشگاه با کسی آشنا بشم 

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁
عزیزم♥ جزو معدود ادمهایی هستی که قصه عاشقیت و نحوه بیانت درگیرم کرده و همیشه بیادتم... چقدر منطقی بر ...

قربونت عزیزم منم این چند وقت به فکر همتون بودم 

من حالم خیلی خوب شده و الان به این نتیجه رسیدم اگه فکر اون نبود تو این سالها من خیلی پیشرفت میکردم و حالم بهتر بود 

بالاخره از یه جایی به بعد آدم باید واسه وجود خودش ارزش قائل باشه و دوست داشتنش رو صرف کسی نکنه

و پاییز زنی اصیل و عاشق بود که برای معشوق ،گیسوان خود را طلایی کرده بود🧡🍁و معشوقِ بی اعتنا ،نه عشق او را دید ، نه موهای تازه رنگ شده را...🧡🍁سالهاست که از مرگ پاییز میگُذَرد ،اما هنوز هم از هر تارِ مویِ طلایی رنگِ پاییز ،درختانی میرویند به وسعت عشق و تنهایی🧡🍁و از هر کدامشان غربتی میریزد به اندازه ی احساسی مدفون شده...🧡🍁آری پاییز همان زنیست که عاشقانه هایش دیده نشد🧡🍁

بچه ها دیروز از راه همونجا اومد خونه ما باهاش حرف زدن بابامم یه یک ساعت و نیمی تو اتاق بردش باهاش حرف زد تا بعد از ظهر خونه ما بود بعد رفت خونه خودشون چون خواهرشم اومده 

مادرم رو بتونم قانع کنم عالیه  پسره بدجور دلش رو برده  میگه این داماد رویاهای منه🤦‍♀️ ...

واااای خدا ترسناک شدا، این که گفتی دل مامانت رو بدجور برده


دقیقا این جمله رو جانا، بعدم یاسی قبلا گفتن🤐🤐🤐🤐


نه منظورم از این که گفتم برو دانشگاه و وارد محیط جدید بشی و اینا، این نبود که تو دانشگاه با پسری اشنا بشی،  یادت باشه قبلا به میرا هم میگفتم پسرای دانشگاه نه به درد دوستی میخورن نه ازدواج، همکلاسیات که همسنت هستن و هنوز اس و پاس و بلاتکلیف،  ترم بالایی ها هم یه درجه وضعیتشون بهتر... 

منظورم از دانشگاه رفتن اینه که دوستای جدیدی پیدا کنی و بیشتر خوش بگذرونی و تفریح و...

 وقت گذروندن با دوست و رفیق هم جزو خوشی هایی هست که من خودم با هیچی عوضش نمیکنم😄

# یک _ مینیمالیستِ _ دارا 🌱 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2824
2823
2791
2779
2792