بچه ها یه قضیه ای امروز پیش اومد که میخوام نظرتونو بدونم. من حدود یک هفته پیش مهمون داشتم خونم. خالم با دختراش برای ناهار اومدن خونم از همین مهمونیای زنونه. بعد مامانمو خواهرمم گفتم و اومدن. هر سری هر مهمونی که داشته باشم چه خانوادگی چه دورهمی زنانه خواهرمو میگم و بلا استثنا میاد خودمم دوتا بچه دارم خواهرمم دوتا و خیلی بازیگوشن. بعد امروز همون مهمونای من مهمون خواهرم بودن اونام هر کدوم بچه دارن. بعد خواهرم مامانمو گفته منو نگفته و به مامانم گفته میخام دیگه تو مهمونیام نگمش. نه اون منو بگه نه من اونو میگم حوصله سروصدا بچه ها رو ندارم. و من ظهر که فهمیدم به خواهرم زنگ زدم و گفتم چطور حوصله داری مهمونی بیای حوصله مهمونی دادن نداری. اگه واقعا هدفت این بوده که بخاطر بچه ها مهمونی های همدیگه رو نریم باید از مهمونی نیامدن شروع میکردی نه از مهمونی دادن. خواهرم جوریه که من اگه مهمونی بگیرم و بهش نگم میاد دعوا درست میکنه. حالا شوهرم میگه زنگ زدی اینجور گفتی خودتو سبک کردی باید زنگ نمیزدی و به وقتش تلافی میکردی که چون بار اولش نبود که این کارو کرده من صلاح رو به زنگ زدن بهش دیدم که از این به بعد واسه مهمونی اومدن هم حوصله نداشته باشه🤣 نظرتون🤪
2سال خواننده ی خاموش بودم🤌🏻 . یه صلوات میفرستید برایِ حل شدنه مشکلاتم؟ 🥺 محتاجم به دعاهاتون😞 عاشقِ سریال دیدن، پیتزا،پاندا، رمان💜 رمان عاشقانه ی ایرانی اگه بهم معرفی کنید ممنون میشم(ترجیحا غمگین نباشه😁) عاشقِ کشورم،زبانم* اگه دیدید از کلماتی استفاده کردم که اروپایی بود تذکر بدید بهم🤌🏻*یه چیزه دیگه کاربری چند نفرس، یه دانشجویه نوزده ساله، یه مامانه 26ساله و یه دبیرستانیه خرخون🤓🤌🏻
دلم از ابن میسوزه که هنوز یک هفته کامل نشده و اون دورهمی خونه ی منو اومده. کلا من شانسمه خواهرشوهرمم ...
از بس ساده ای خواهر
2سال خواننده ی خاموش بودم🤌🏻 . یه صلوات میفرستید برایِ حل شدنه مشکلاتم؟ 🥺 محتاجم به دعاهاتون😞 عاشقِ سریال دیدن، پیتزا،پاندا، رمان💜 رمان عاشقانه ی ایرانی اگه بهم معرفی کنید ممنون میشم(ترجیحا غمگین نباشه😁) عاشقِ کشورم،زبانم* اگه دیدید از کلماتی استفاده کردم که اروپایی بود تذکر بدید بهم🤌🏻*یه چیزه دیگه کاربری چند نفرس، یه دانشجویه نوزده ساله، یه مامانه 26ساله و یه دبیرستانیه خرخون🤓🤌🏻
من خواهرشوهرمم چندبار همین کارو باهام کرد پامیشد میومد اینجا تلپ میشد بهترین پذیرایی ازش میکردم بعد ما میرفتیم خونش خودشو میزد به مریضی و میگفت اعصاب بچه هارو ندارم. اونم برا عید دمشو چیدم که نیاد خونم🤣