منم کلی طلا داشتم ولی همه رو فروختم الان دیگه متنفرم که بخرم تا تقی به توقی میشه باید بفروشی امشب میگفت میخواستم برای تولدت یه گردنبند بخرم سورپرایز بشی گفتم نمیخوام لازم نکرده گفت خوب بریم النگو بخر گفتم نمیخوام ولم کن
منم کلی طلا داشتم ولی همه رو فروختم الان دیگه متنفرم که بخرم تا تقی به توقی میشه باید بفروشی امشب میگفت میخواستم برای تولدت یه گردنبند بخرم سورپرایز بشی گفتم نمیخوام لازم نکرده گفت خوب بریم النگو بخر گفتم نمیخوام ولم کن
همراه جون بعضی مردا مثل شوهر من طلا رو ی ثرمایه برا خودشون میبینن،مثلا شوهر من هرموقع میریم بیرون مثلا هرماه ی تیکه طلا واسه من یا ی سکه میخره میدونه اخرش بخواد کاری کنه همینا کلی کمکش میکنن،