منم کلی طلا داشتم ولی همه رو فروختم الان دیگه متنفرم که بخرم تا تقی به توقی میشه باید بفروشی امشب میگفت میخواستم برای تولدت یه گردنبند بخرم سورپرایز بشی گفتم نمیخوام لازم نکرده گفت خوب بریم النگو بخر گفتم نمیخوام ولم کن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم کلی طلا داشتم ولی همه رو فروختم الان دیگه متنفرم که بخرم تا تقی به توقی میشه باید بفروشی امشب میگفت میخواستم برای تولدت یه گردنبند بخرم سورپرایز بشی گفتم نمیخوام لازم نکرده گفت خوب بریم النگو بخر گفتم نمیخوام ولم کن
همراه جون بعضی مردا مثل شوهر من طلا رو ی ثرمایه برا خودشون میبینن،مثلا شوهر من هرموقع میریم بیرون مثلا هرماه ی تیکه طلا واسه من یا ی سکه میخره میدونه اخرش بخواد کاری کنه همینا کلی کمکش میکنن،