من به برادر شوهرام نه زنگ میزنم نه اس میدم ولی دو تا از جاری هام چرا به شوهرم زنگ میزنن مثلا در ماه یبار یا دو ماهی یبار حالو احوال پرسی ( شهرستانن) اول ازدواجمون لجم میگرفت که چرا به خودم زنگ نزده حالمونو بپرسه الان حساسیتی ندارم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
از روز عقدم زنش واسش قدغن کرده بود با من حرف بزنه حتی سر عقد تبریک نگفت تا یک سال اول ج سلام منو نمیداد تا الان که هفت ساله عروسی کردم شاید هفت کلمه حرف زده باشیم اونم اولا عقدم من حرف میزدم روشو برمیگردند😅
بله جاری خوشش نمیاد زن یا دختری با شوهرش حرف بزنه اما خودش باید با تمام مردها و پسرا لاس بزنه زنیکه خراب، یادمه عروسی پسردایی شوهرم بود، این جاری خانم برگشت گفت: اه چیه پسرا زن می گیرن اخلاقشون عوض میشه دیگه آدم باهاشون بره بیرون به آدم خوش نمی گذره
خب شما هم بهش بگو خوشم نمیاد زنگ میزنید یا به شوهرت بگو
یک سال اول زندگی خیلی دعوا داشتم با شوهر سر این موضوع الانم که چهار ساله با همه شون کاتم، شوهرم از خانواده اش میترسه، اگه به زن برادرش بی محلی کنه هم باهاش دعوا میکنن هم طردش می کنن، برادره و زنش خیلی پدرسوخته ان و همه کاره خانواده شونن، البته پدر مادر و خواهرش هم مقصرن، پدر مادره خیلی فرق میزارن و اون پسرشون فقط میخوان اونا هم پررو شدن