دیشب دیدم این خوابو با شوهرم اختلاف دارم و دارم طلاق میگیرم ۶ ماه ازش خبری نیس هم خودش هم خانوادش خیلی بهم بوی کردن ولی جاریم بعد من اومد چون دختر عمش بود شد عزیز خانه همه دوسش داشتن تمام رسم و رسومات رو براش انجام دادن کلی طلا گرفتن عزیز نگه داشتن بهش احتزام گذاشتم ولی زمان من سر هر چیزی دعوا انداختن همش شوهرمو به جونم انداختن همه رسم رسوماتو حذف کردن گفتن نداریم خلاصه اینا بی ربط بودن اینا رو ولش
شوهر من ی دختر عمه مجرد داره ۲۶ سالشه از اول همه فامیل با ازدواج من مخالف بودن میگفتن اینو بگیرین ولی شوهرم اومد منو گرفت دیشب خواب دیدم دختره رفته خیاط لباس بله برون واسه خودش بگیره با شوهرم عقد کنن دختره هم خواستگار نداره اصلا