2777
2789
عنوان

خانمای سزارینی یه لحظه لطفا🙏🙏

| مشاهده متن کامل بحث + 1138 بازدید | 127 پست

بی خبر باشی بهتره.

من از بس میترسیدم خیلی بهم سخت گذشت

از بس گریه کرده بودم چشمام باز نمیشد

شاید برای تو خوب باشه ولی برای من سخت

من تجربه ی یه طبیعی عالی داشتم،سزارین و عاجز بودن بعدش بهم خیلی سخت گذشت

برا بعضیا فقط یکی دوبار فشار میدن اونم وقتی بی حسه

اون ۴ بار که کلا تخیله بشه میگفت درد داره خیلی

💕هُوَ رَبُّ المُستَحیل و أنت تبكي عَلَي المُمكن ,او خداوند ناممکن هاست،در حالی که تو بر ممکن ها گریه میکنی...💕

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

میترسم😭

آییییییی نترس 

بهت قول خوووش میگذره 

تو راهیت بغل میگیری دردای دنیا یادت میره  



موهاتو سشوار کن مژه بزار خوشگل کن 

اصلا خودتووو نندازیا مثل زاعوووها    


با انرژی مثبت بالاااا


میترسم😭

عزیزم بهتره نپرسی بخاطر خودت ميگم بیشتر استرس میگیری

فقط ب این فک کن اینهمه سزارین انجام دادن من خودمم سزارین شدم ولی خداروشکر کسی هیچیش نشده

من پمپ درد نداشتم ولی بخوام بگم دردش غیر قابل تحمل بود نه اصلا درد داره ن انقدک نتونی تحمل کنی

تنها مشکلم تو سزارین این بود ک بی حس نشدم و بیهوشم کردن اصلا دوس نداشتم بیهوش باشم

الانم برام سواله چرا بی حس نشدم

میترسم😭

اون وقت من وقتی رفتم داخل اتاق عمل رو تخت به پرستارها گفتم هی اتاق عمل اتاق عمل اینه؟اونا هم خندیدن گفتن آره این اتاق عمل ماست که همه ازش میترسن یخورده باهام حرف زدن بهم گفتن نفس عمیق بکش تا نفس کشیدم دیدم نفسم سنگینه بعد بیدار شدم همش  به خودم گفتم چه خبره من که تازه داشتم باهاشون حرف میزدم حتما اشتباهی شده بعد ناله میکردم بچه م چی شد بهم گفتن نترس بچه ت حالش خوبه 

دیگه فهمیدم تو اون فاصله که باهشون حرف زدم و بیدار شدم که برا من هیچ زمان نبرد درواقع بیهوش شدم و عمل رو شروع کرده بودند

منم سزارین بودم با بی حسی، امپولش اصلا درد نداشت. توی ریکاوری یه بار شکمم و فشار دادن که با اینکه هنوز بی حسی از بین نرفته بود دردم گرفت و حالت تهوع بهم دست داد. بعدا اومدن که تو بخش فشار بدن آنقدر کولی بازی درآوردم که نزاشتم.  ولی در کل خیلی زایمان خوبی بود

پمپ درد نداشتم شکمم فشار ندادن گفتن پاهاتو بزار زمین کمرتو بلند کن

دردا با شیاف قابل حل بود انقدر همش تو راه بیمارستان بودم ب خاطر پسرم دردو نمیفهمیدم

هیچکس از فرداش خبر نداره! چرا غمگینی چرا نگرانی شاید قراره فردا همه چیز درست شه!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792