عاشقانه بود خودش تموم زندگیمه اما یه سری چیزا متفاوته
من توی شهر بزرگ، بزرگ شدم
اون توی یه شهر کوچیک
خونشون توی یه شهرک تازه ساز که حتی کوچشون هنوز آسفالت نیس
بدون هیچ امکاناتی
بعد میگه بریم طبقه پایین خوته بابام
دق میکنم اونجا
خانوادش خوبن اما
مثلا مبل پای اوناس با سرویس خواب میگن نمیخریم مستاجرید به دردتون نمیخوره خب اینجوری باشه منم جهاز نمیارم