درب رو اگه منظورته هر روز بعد شستن ظرفا شیشه پاکن میزنم،ولی داخل کابینت رو مدت به مدت
برات مینویسم که فراموش نکنم تو بامن چه کردی عاشقش شدم عاشق اون چشمای یشمیش که با کتش ست بود اون ریش جوگندمی مرتبش وقتی اونم لبخندشو زد فهمیدم اونم خاطرمو میخوادمن جنوب اون شمال،تو کوه آرامشم بودی چرا کنارت الان اینقدر میترسم؟چی شد چشم یشمی من😔🌱 دلتنگتم مامان،تو این مسیر فقط به من و تو داره ظلم میشه مامان دیدی همه میگفتن این دخترت مثل تو آروم و مظلومه بختمون هم مثل هم شد)(۲۶ اردیبهشت بعد از ۱۰ماه صداتو شنیدم بار دوم هم همینجا میام ثبتش میکنم اینای که تاپیک ترسناک میزنید تا حالا ترس رو تو روز عادی تجربه کردی؟تاحالا تو روز عادی جوری لرزیدی که انگار برف باریده و تو کاپشن نپوشیدی؟دنباله راه فرار بودی ولی در باز بود و نرفتی؟پس هنوز نمیتونی قضاوتم کنی چرا از تاپیکی که خوشت نمیاد اصرار داری باشی؟گزارش میزنی قضاوت میکنی توهین میکنی بحث میکنی نفرین میکنی؟خب چرا نمیری؟اگه بنظرت مسخرس این شکلک بفرست 😁و برو!!!اگه فکر میکنی دروغه اونو بصورت یک داستان کوتاه یا یک رمان بلند بخون ولی خودت و روحت رو خسته نکن(تیکربارداری که خاتمه یافت)
به نظرتون کار خونه آدمو مریض میکنه البته زیادش من کمک ندارم کار خونم هم زیاده کمردرد و همه جا درد ...
تو رو خدا مراقب بدنتون باشید بله از کار کردن زیاده زن عموی من وقتی که جوون بوده هر روز کل وسیله های خونشون رو می ریخته بیرون خونه تکونی می کرده دوباره میزاشته سر جاش هر کی هم بشه می گفته بسه چقدر کار می کنی گوش نمی کرده الان که پیر شده عمل زانو و پا انجام داده بدن درد های شدید داره الان حسرت می خوره چرا به حرف اطرافیانم گوش نکردم
كارِ خونه پدر ادم رو درمياره حواست به سلاماتي باشه ، پس فردا هم اسمش اينه كاري نميكني كه تو خونه اي ، همه خانوماي قديمي هم ببيني يا پا درد دارن يا دست درد دارن يادكمردرد دارن