همون که اسی توی شمال بوده بعد یه دختر جوون میاد از تهران به شمال توی فروشگاه بعد میخواسته دوست پسرش ک سربازه بینیه مخ اسی تیلیت میکنه که بیا باهام سر قرار وگرنه خانوادم نمیذارن ...
من تا اونجا خندم ک اون دختره میره از صاحب کارش پول میگیره
دیگه بقیه اش زدن ترکوندن ...
یکی بیاد بگه چی ب چی بود چی شد من تو فکرشم
خدایی اینجا هم شده مثل سریال های تلویزیون ادم تو فکر میره چی شد