2777
2789

همون که اسی توی شمال بوده بعد یه دختر جوون میاد از تهران به شمال توی فروشگاه بعد میخواسته دوست پسرش ک سربازه بینیه مخ اسی تیلیت میکنه که بیا باهام سر قرار وگرنه خانوادم نمیذارن ...

من تا اونجا خندم ک اون دختره میره از صاحب کارش پول میگیره

دیگه بقیه اش زدن ترکوندن ...


یکی بیاد بگه چی ب چی بود چی شد من تو فکرشم

خدایی اینجا هم شده مثل سریال های تلویزیون ادم تو فکر میره چی شد


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ببین این ۱۵۰۰ پول میگیره 

میگف تو ده روز انقدر زنگ زد دیوونه شدم 

روز رفتن یعنی پنجشنبه از صبح ساعت ۶ اینو دیوونه کرده بوده 

حتی بهش گفت وقت ارایشگاه بگیر ناخون بکارم 

موهامو اتو کنم و...

این طفلی هم گرفته 

بعد مامان دختره کلی به اسی اون تاپیک میسپاره مواظب دختره باشه و... اینم میگه باشه (مامانش نمدونسته میرن دیدن دوس پسره )

اقا این میرن ارایشگاه این دختره به اسی میگه برو یکم برا خرید کن و.. اسی هم میره تا  لامبادا (که سفارش همین مارموز خانوم بوده میخره )

بعد میده بهش میگه رفتیم سر قرار یه پسر پلاک تهران با یه پرشیای سفید اومد 

دارم میخونم لایکت هم کردم مرسی عزیزم بگو بقیش 

باشه 

بعد دختره به اسی میگه پس گوشیتم خاموش کن (چون مامان مارموز خانوم زنگ میزده نفهمه اینا جدان و..)

اسی هم ساده ساده خاموش میکنه 


بعد اسی میره خونشون میگه اون دختره هم حتما میره 

دیگه میخوابه 

ساعت ۵ بیدار میشه میبینه ۲۰ تا میس کال با شماره های مختلف داره 

زنگ میزنع به دختره میبینه خاموشه 

این دیگه هزار جور فکر میکنه پیش خودش میگه نکنه برده کشتنش و..

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792