2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اره همش

عزیزم مشکلت ریشه ایه و نیاز به درمان دارویی و رواندرمانی همزمان داری

راه حلی که خودمم انجامش میدم اینه:

از اونجایی که اضطراب باعث میشه خودمونو قضاوت کنیم با بقیه مقایسه کنیم و بر اساس دستاورد ها و داشته های بقیه به خودمون برچسب بدردنخور و اضافه و خنگ و دست و پا چلفتی و اینا رو بزنیم اول باید اضطراب رو کم کنیم.

شما احتمالا پدر و مادری داشتی که فقط وقتی قبولت داشتن که حتما به حرفشون گوش کنی یا کاری انجام بدی یا جوری باشی که اونا میخوان مثلا طرز لباس پوشیدنت یا حتی رشته تحصیلیت(اگه پدر و مادرت اینجوری نیستن حتما بهم بگو تا بقیشو بگم)

این تاپیک 

فقط اینو بدون همممممه ما تو زندگیمون پراز مشکلات عجیبه

خودمن اگه بخوام سختیایی که پشت سر گذاشتمو تعریف کنم،گریه ات میگیره

ذات زندگی همینه،بیشترش سختیه

ولی افسرگی خطرناکه،باید باهاش مقابله کنی وخودتو نجات بدی

همینجورن

قبل از اون  شما بیا به خودت صادقانه اعتراف کن

بگو اگه چه شرایطی داشتم شاید الان افسرده نبودم یا حد اقل حالم بهتر بود . نیاز نیست حتما چیزی اضافه داشته باشی!همینکه بخوای چیزی از روی دوشت کم بشه هم خودش یک نوع شرایط جدیده

خودمو مثال میزنم برات عزیزم:

چیزایی که منو خیلی آزار میده ایناست:

_پدر و مادرم در حق من خیلی زحمت کشیدن و من نا امیدشون کردم

_اونا بخاطر وجود من در عذابن چون من خرج دارم و اونا باید سخت کار کنن 

_چون من تحصیلات ندارم کار ندارم پیشرفتی ندارم پس بی ارزشم و حتما کسی در آینده بهم احترام نمیزاره

_من در آینده حتما فقیر و بدبخت میشم

_از وجودم جلوی مردم خجالت میکشم، کلا توی جمع آدم عجیبه منم، اونی که زشته منم، اونی که گیج میزنه منم ، اونی که ساده لوحه منم،

_حتی اون دنیا هم ممکنه جهنمی بشم


خب اینارو اول لیست میکنیم از آزار دهنده ترین و اونی که بیشتر بابتش وسواس فکری داری تا کم آزار ترین باورت



این تاپیک 
به هدفام..  هم خودم ناامیدم هم خانوادم ازم ناامیدن

نذار نا امیدی ازپا درت بیاره،اونقدر ادامه بده تا به خواسته هات برسی

منم یه دورانی بعد چندسال تلاش به ناامیدی رسیدم

داشتم زندگیمو تباه میکردم

اما به کمک دوست خوبی که داشتم به زندگی برگشتم ودوباره ادامه دادم

اما اینبار با جدیت ایمان بیشتر

تا تونستم به خواسته ام برسم

قبل از اون  شما بیا به خودت صادقانه اعتراف کن بگو اگه چه شرایطی داشتم شاید الان افسرده نبودم ی ...

بعدش باید این غده سرطانی احساس گناه داشتن رو بکنی بندازی دور

باید از ته ته ته قلبت به خودت حق بدی. شکست خوردی؟ حق داری عزیزم کاملا حق داری! حتی شکست هم بخوری از خوب بودنت از ارزشت از وجودت چیزی کم نمیشه برای هرررر کسی پیش میاد ما که خدای نکرده خدا که نیستیم. 

حتی اگه برای دیگران هم اتفاق نیوفته بازم ما حق داریم شکست بخوریم.

اگه همش دور خودت میچرخی گیج میزنی بازم حق داری. من حقو به تو میدم عزیزم کی گفته باید از شکم مادرت همچیو بدونی؟ اصلا منطقیش همینه. گیج زدن شکست خوردن اشتباه کردن حتی تکرار اشتباه. اینا کاملا برای زندگی ادما منطقیه که اتفاق بیوفته. و تنها برای ما هم اتفاق نمیوفته

میدونی مشکل ما کجاست؟ خانوادمون همش گفتن ما ببخشیدا عن خاصی ایم! ما هم همش با خودمون گفتیم باید قله جهانو فتح کنیم باید از همه برتر باشیم! نه کی گفته؟ ما هم دقیقا یکی از بقیه ایم . بقیه شکست نمیخورن؟ بقیه سرطان نمیگیرن؟ بقیه گیج نمیزنن؟ بقیه عقب نمیوفتن؟ کی گفته ما قراره همش توی اضطراب مسابقه و مقایسه با بقیه باشیم؟ پس اون حس خوشحالی عمیق و رضایت از زندگی ای که باید داشته باشیم چی؟

الان فکر کردی ارزش یه جراح قلب از یه کشاورز بیشتره؟ 

منکه میگم نه! ببین کلیشه نه ها. از ته قلبم باور دارم. باید انقدر سرگذشت زندگی های مختلف رو بخونی ببینی بشنوی که بفهمی آقا اینا جزوی از آدم بودنه!

من حتی میگم باهوش بودن هم برتری نمیده حتی دین هم برتری نمیده نه کلیشه ها. عمیق عمیق فکر کن. سرگذشتشون رو برای خودت تصور کن. باهاشون همدردی و همزادپنداری کن. بهشون حق رو نمیدی؟

پس چرا به خودت حق نمیدی اشتباه کنی عزیزم؟



این تاپیک 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز