بسم حق
گاهی باید گذشت ؛ از میان آدم های این شهر شلوغ .
باید روح و روان را برداشت و کوچ کرد ... از سرزمینی که بسیاری از مردمانش را نمی توان انسان نامید .
از سرزمینی که بسیاری از مردمانش به بهانه های مختلف دل یکدیگر را زیر کفش های آهنینشان له میکنند و راحت تر از راحت از میان شکسته های قلبت میگذرند .
آنوقت چشمان قشنگت باران که روزی زیبایی و درشت بودنشان معروف بود بارانی میشوند .. اما ...
اما .... گاهی همه ی اینهارا باید دید و و گذشت .
باید همینکه قلب کوچکت آزرده شد به آسمان بنگری و زیر لب ، آرام نجوا کنی : یاربّ نظر تو برنگردد ، برگشتن روزگار سهل است .
اگر این را باور کنی که دنیا کوچک تر از مهم بودن این آدم هاست ، راحت تر تحمل میکنی .
اگر باور کنی همه ی این آدم ها وسیله های الله برا سنجیدن اند ، به خاطر وجود عظیم پروردگار چشم میبندی روی نامردی ها و با چشم دلت نظرت را به خدایی میدهی که خودش به تنهایی برای بی نهایت ثانیه عمرت کافی است .
یا ربّ
نظر تو برنگردد
برگشتن روزگار
سهل است ...🦋💙