یه مهمون داشتم دیشب راه افتاده بودن تا اینحا ۱۰ ساعت راه بود منم صبح زود بلند شدم کل کارامو کردم رفتم شیرینی گرفتم و خیلی کارا دیگه قرار بود ساعت۲ برسه هر چی زنگ پیام دادم جواب تا الان یه بنده خدایی اومده میگه نگران نشید نیومده برگشت
دلم شکست بدجورم شکست