2777
2789
عنوان

غرور و بحث

75 بازدید | 3 پست

سلام من جاریم باهم خوبیم ن غیبت هم میکنیم ن باهم لج و فخ فروشی هم نمیکنیم.اتفاقا بچمم دوس دارن و بش اهمیت میدن امااااااا ی مدت بود با بچم حرف نمیزد گرم نمیگرف بچمم چون بشون عادت کرده بود گریه میکرد بام حرف نمیزنه و اینا .بعد من نمیزارمش بره واحد اونا شاید سردرد باشه یا مریض یا حالا مشکلی داشته باشه نخاستم بچم مزاحم باشه امروز رف منم رفتم دنبالش ولی یهو جاریم ترکید گف چرا میبریش نمیزاریش مث سابق بمونه و اینا منم گفتم 

منم گفتم ن نخاستم مزاحم باشه و اذیتتون چون خودشم یکم شلوغه اونم قانع نمیشد و هی ادامه میدم مگ من بدم و اینا منم نتونستم بگم بش چون شما اهمیت نمیدادی نخاستم مزاحم باشه فقط گفتم چون شلوغه گفتم اذیت نشید

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اروم شد بهش بگو

بگو من اینجور حس کردم کمی تودار شدی و کمتر بازی میکنی و حرف میزنی حتی بچه امم ناراحت میشد و گریه میکرد گفتم شاید حوصله نداری کمتر بیارم بچه رو قصد ناراحتیت نداشتم فقط خواستم مراعات حالت کنم

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز