من عقد بودم. 1 سال دانشگاه راه دورم مونده بود1000 کیلومتر راه. که اگه بچه رو نگه میداشتم ترم آخرم میموند. من و شوهرم بودیم و جهیزیه نداشتم. با 200 هزار تومن پول. و حسرت عروسی
خونه ساخته نشده. خانوادم میفهمیدن آبروم میرفت. ولی همش خودش درست شد. عروسی با قرض گرفتیم. شباش جمع شد بدهی دادیم. یه ترم دانشگاه رفتم. ترم آخر التماس استادها کردم نرفتم سرکلاس فقط رفتم امتحان دادم. تا ترمم تموم شد مختصر جهیزیه آماده شد. بچه هم شو 7 ماهه 😁😁 خلاصه که همه چی درست شد. رو مخ شوهرت کار کن. توکل کن بر خدا