خانما لطفه راهنمایی کنین
شوهرم بعضی وقت ها انقدر برخودش خیالبافی میکنه و کافیه یه حرفی کاری به ذهنیتش مشکوک بیاد یه مدت کلا میگه حس بدی دارم استرس دارم یهو بهم تهمت میزنه.. مثلا دیروز با دخترم بیرون میرفتن یهو چپ نگاه کرد منم ناراحت شدم چون میدونستم حتما باز چه داستانی ذهنش سرهم کرد گفتم چیشده برگشت گف هان چیه تو چرا استرس گرفتی فلان...
دعوامون شد عصبانی هم بشه بد دست بزن داره و منم کلا حرف ناحق نمیتونم تحمل کنم هی ادامه دادم..درمانده شدم چیکار کنم. خودمم مریض شدم انگار فقط دنبال اینم که چه شکی کرد بگم برطرف بشه همه چیو به خودم میگیرم چون انقدر اینکار رو باهام کرده فوری منم ناراحت میشم که اره باز داستان سازی کرده الان چیشده باز