وسایلم نه
ولی منم گاهی حس میکنم یکی نگام میکنه
یه حاله مثل برق و باد که تیره هست میبینم
انگار مثلا باد بخوره خاک بلند شه بره مثل اون ولی حرکت در صدم ثانیه
خوابگاع هم بودم تو اتاق تنها بودم همیشه هم در اتاقم قفل بود
مقنعمو شستم اویز کردم جلو فن خشک شه
رفتم حموم در و قفل کردم
اومدم برم دانشگاه مقنعم نبود که نبود
مل اتاق و گشتم یه هفته بعد اتو شده بغل تختم بود
اون مقنعرو انداختم دور از ترسم