سلام صبحتون بخیر،من یکساله عروسی کردم،مادشوهرم زن مهربون و خوبیه پدرشوهرم سیزده سال پیش فوت میکنه،مادرشوهرم دیگ ازدواج نمیکنه ،بخاطر شوهرم و برادرشوهرم)همین دو تا بچه رو داره)
شوهرم خیلی مادرشو دوست داره که این به کنار چون مادرشه به هر حال
الان چند دفعه حرف مسافرت رفتن منو شوهرم شد،من خیلی دوست دارم مسافرتامونو تنها بریم ،شوهرم میگه مادرم کسی ر نداره،اون یکی داداشش اهل گشت و گزار نیست
میگه سالی یک بار دوست دارم مادرمو ببرم مسافرت،دو یا یک مسافرت دیگ رو تنها میریم(اخه سالی دو تا سه بار میریم مسافرت)
من از خانواده ای اومدم که با مادر شوهر جایی نمیرن،البته من مشکلی با مادر شوهرم ندارم،خودشم میگ تنها برید،شوهرم میگ میخام زحمتاشوجبران کنمو فلان،اگر میشه راهی جلو پام بزارید هر موقع تنها با شوهرم میرم مسافرت حالم خوبه ،با مادرشوهرم ناراحتم ،میشه نظرتونو بگید،بارها بحثم شده با شوهرم