2777
2789
عنوان

تازه عروس

| مشاهده متن کامل بحث + 1420 بازدید | 85 پست
من تاپیک های قبلی شمارو نگاه انداختم دختری هستی که خیلی خودتو فدای بقیه میکنی اجازه میدی برات تصمی ...

چقدر قشنگ میتونین تشخیص بدین که آدما چجورین♥️

میدونین خیلی سعی میکنم جلو خواسته هاشون بایستم ولی تحمل ناراحتی کسی رو ندارم 😔


و درمورد جهیزیه و خونه هم که میگین حرفاتون درسته ولی پدرم و همسرم هی میخوان برتریشون رو به رخ هم بکشن جفتشون هم نمیتونن و اعصاب خوردیشون واسه منه 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

بعنوان یه تازه عروس میگم،واسه عروسی خرج نکن توی این شرایط اقتصادی.پولتونو بذارین برای خونه و وسایلش. ...

منم همینا رو گفتم 

گفتم عروسی نمیخوام 

بیا پولشو بزاریم کنار زودتر صاحب خونه بشیم 

ولی همسرم عروسی دوست داره

بهش بگو فروش لوازم بهداشتی مثل دستمال کاغذی و شوینده و ... رو بررسی کنه.از میوه فروشی کم دردسرتر ورا ...

قبلا بابام زد این مغازه رو و اتفاقا خودم فروشنده بودم 

ولی چیزی که هست درصد سودشون کمه 

مثلا مایع دستشویی پای ما دونه ای 9 تومن می افتاد فروشش دونه ای 11 تومن بود

همسر من خیلیییییییییییییی توقع بالایی برای درامد داشتن داره 

با درآمد کم سازگار نیست


چقدر قشنگ میتونین تشخیص بدین که آدما چجورین♥️ میدونین خیلی سعی میکنم جلو خواسته هاشون بایستم ولی تح ...

توی دوران عقد پدرم و همسر منم رقابت داشتن یکم باهم.ریشه این قضیه توی اینه که پدرت فکر میکنه یه پسری اومده دخترشو از چنگش دراورده،شوهرتم فکر میکنه تو بااینکه زنشی ولی هنوز باباتو بیشتر ازون دوست داری و قبول داری.تنها راهش اینه پیش بابات که هستی از شوهرت تعریف و تمجید نکنی نشون ندی شوهرتو خیلی میخوای، پیش شوهرتم نشون ندی بابات همه کاره توعه و شوهرتو حساب نمیکنی.

منم دوران عقد سختی گذروندم ، تقریبا ۲طرف دهنمو سرویس کردن:)اما خب من بی تجربه بودم.الان ۶ماهه از عروسیم میگذره، دیگه فهمیدم چکار کنم و خداروشکر همه چی خوب و آروم شده.چقدرررر الکی سر جور شدن جهیزیه حرص خوردم داغون شدم، من اشتباه کردم حرص خوردم تو حرص نخور ، بلاخره جور میشه قول میدم

منم دوران عقد سختی گذروندم ، تقریبا ۲طرف دهنمو سرویس کردن:)اما خب من بی تجربه بودم.الان ۶ماهه از عرو ...

توکل به خدا 

ولی با سخت گیری های خانوادتون و توقع های همسرتون چیکار میکردین؟ 

توکل به خدا  ولی با سخت گیری های خانوادتون و توقع های همسرتون چیکار میکردین؟


خانوادم راضی نبودن من شب بمونم،توی دوران نامزدی حرفشونو گوش کردم،مثلا ساعت ۱۲شب به شوهرم میگفتم ببخشید توروخدا میدونم خسته ای ولی بابام گفته حتما شب باید برگردی الانم زنگ زد عصبی بود میشه منو ببری یا اینکه عزیزم من اسنپ میگیرم میرم مراقب خودم هستم نمیخوام تو اسیر این راه بشی ، اونم که میدید من شرمنده ام، همیشه خودش می‌برد میرسوند، ۱ساعت رفت ۱ساعت برگشت.بعد که عقد کردیم من دیدم فاز خانواده هنوز همونه که میگن شب نمون، منم واکنش نشون دادم و کوتاه نیومدم، یجوری برخورد کردم که یعنی حرفتون خیلی خنده دار و غیر منطقیه ، به حرفشون خندیدم و بهشون فهموندم من دیگه دختر مجرد خونشون نیستم ، من خانواده جدید تشکیل دادم

خانوادم راضی نبودن من شب بمونم،توی دوران نامزدی حرفشونو گوش کردم،مثلا ساعت ۱۲شب به شوهرم میگفتم ببخش ...

انشالله خوشبخت بشین عزیزم

قشنگ ترین ها براتون رقم بخوره😘

توکل به خدا  ولی با سخت گیری های خانوادتون و توقع های همسرتون چیکار میکردین؟

همسرم توی عقد رابطه جنسی کامل خواست ، اکی دادم.شوهرم بود ، بخاطر ترس از خانواده دل خودم و همسرمو زیر پا نذاشتم.درست یا غلط کاری رو که دوست داشتم انجام دادم. مامانم عروسی مجلل توقع داشت و بریز و بپاش از خانواده همسرم میخواست ، از اون طرف همسرم میگفت طرف ما رسمه عروسی نمیگیرن ، هدر میره پولمون،  عروسی نگیریم.در نهایت با کلی جنگ و دعوا با ۲طرف ، یه مهمونی ساده توی تالار گرفتیم با هزینه خیلی کمتر از یه عروسی مجلل،فقط فامیل نزدیگ رو دعوت کردم.اینجوری هم حرف شوهرم انجام نشد که می‌گفت هیچ عروسی نگیریم ، هم حرف مادرم نشد که می‌گفت عروسی مجلل بگیریم،حرف خودم شد که صلاح دونستم مهمونی جمع و جور و منطقی بگیرم.

همسرم توی عقد رابطه جنسی کامل خواست ، اکی دادم.شوهرم بود ، بخاطر ترس از خانواده دل خودم و همسرمو زیر ...

منم رابطه ی کامل داشتم 

با اینکه دوست داشتم بعد از عروسی اتفاق بیوفته ولی خوب بخاطر اینکه 2 سال باهم بودیم گفتم نیازه 

و اینکه من پدرم روز اول گفت عروسی نگیرین خرج اضافه هست هم ما و هم شما خیلی طایفه دارین و چه بخواین چه نخواین مجبورین بخاطر احترام دعوت کنین و هزینتون میره بالا

منم برام فرقی نمیکنه عروسی بگیرم یا نه 

ولی همسرم میگه یکباره و دوست دارم تو رو توی لباس عروس و خودمو توی لباس داماد ببینم. 


قرار گذاشتیم یه مراسم کوچولو بگیریم

ولی بابام گفت حالا که دوست دارین بگیرین من آبرو دارم و همه ازم توقع دارن حتی فامیل درجه 3 رو هم میخوام دعوت کنم ولی خرجشو خودم میدم که در حال حاضر دستش خیلی خالیه


بخاطر همینا میشینم فکر میکنم دیگه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792