2777
2789
عنوان

خاطرات_دلتنگی

126 بازدید | 9 پست

بازم جمعه و بیکاری و مرور خاطرات همسری ک دارم ازش جدامیشم. فقط میگم کاش اونقدر شوخ نبود، کاش موقعی ک قهرنبودیم اونقدر محبت نمیکرد بهم. کاش کاش کاش... 

خستم، خیلی خسته

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

همیشه همینکارومیکنم دیار... ولی امان از خاطرات خوب

هرزندگی یه قسمت های خوب داره یه قسمت های تلخ

وقتی داری کات میکنی و جدا میشی بخار عادت مغز سعی میکنه خاطرات خوش رو مرور کنه و دلت بخاطر همین بیقرار میشه اینجاست که منطقت باید فعال بشه و بهت بگه که درسته روزای خوب هم بود ولی برات بهتره که تموم بشه

امیدوارم روزای قشنگتری رو تجربه کنی ک اون خاطرات برات بی اهمیت بشن

چرا داری جدا میشی


متوجه شدم شوهرم ناتوانه جنسیه بزور دکتر و قرص بتونه کاری بکنه منم چون دوسش داشتم این موضوعو پذیرفتم. جنم کار کردن نداره. دلشو به ارث پدریش خوش کرده. هیییچ حرمتی باقی نمونده. توروی خانوادم ایستاد و بخاطر شوخی که داداشم باهام کرد دست به یغه شد با داداشم و بی احترامی طوری ک بابام ازخونه بیرونش کرد. بشدددت عصبی ومتوجه شدم بیمارستان اعصاب وروان خوابیده13تا قرص اعصاب میخوره درحالی که به من گفت بخاطر فوت داداشم تحت درمانم چون افسردگی گرفتم گفتم باید ترک کنی به ترامادول رو اورد. دست بزن داره گه گداری .خودزنی میکرد با شیشه و چاقو. نه عروسی واسم گرفت نه طلایی واسم گرفت تازه۴۸میلیون سال۹۸واسش طلاهای خونه بابامو فروختم و۱۸میلیون پول نقد بهش دادم واسه ساخت خونش نه خریدعروسی کرد. گفت چون خونه ساختم دستم خالیه واین حرفا. یجورایی میترسید واسم خرج طلا وعروسی واین چیزا کنه چون یروز از دهنش توی دعوا در اومد تو همون اول قصدت رفتنه. خانوادمم بخاطر من هیچ فشاری نیوردن. یعنی هیییچ آرامشی باهم نداشتیم.  خوب بودنش به دوهفته نمیرسید انگار یکی میرفت تو جلدش باااید سر چیزالکی بحث وناراحتی درست میکرد. اخلاقای خوبی هم داشت. دست و دلباز بود. وقتی قهرنبود بشدت فیزیکی و کلامی محبت میکرد. شوخ بود خیلی مسخره بازی درمیورد تا بخندونتم. شکاک اصلا نبود. مناسبتارو فراموش نمیکرد، رفیقباز نبود

خستم، خیلی خسته
متوجه شدم شوهرم ناتوانه جنسیه بزور دکتر و قرص بتونه کاری بکنه منم چون دوسش داشتم این موضوعو پذیرفتم. ...

زیزم با تعاریفی ککردی بنظر میاد بیشتر بهش عادتکردی و هنوزم یه کم دلت براش میسوزه. دلتو قرص کن از خدا بخواه ک هرچی صلاحته برات رقم بزنه و بخاه دلتو اروم کنه. ایشالله که اینده خوبی در انتظارته. 

زیزم با تعاریفی ککردی بنظر میاد بیشتر بهش عادتکردی و هنوزم یه کم دلت براش میسوزه. دلتو قرص کن از خدا ...

اره محی بخاطر گذشته بد وغم انگیزی که باخانوادش داشته خیلی دلم میسوزه. وبخاطراین دلسوزیها باهمچیش میساختم ولی دیگه روح و روانم نابود شده بود

خستم، خیلی خسته
اره محی بخاطر گذشته بد وغم انگیزی که باخانوادش داشته خیلی دلم میسوزه. وبخاطراین دلسوزیها باهمچیش میس ...

بنظرم خودت رو مشغول کاری کن که فکرت اروم بشه منم گاهی باشوهرم مشکل دارم اما بخاطر بچه هام کوتاه میام. میخام طلامو بفروشم بزنم به کاری که کمتر به کاراش فکر کنم و اعصابم اروم بشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز