یکی بیاد بگه من حساسم کاش نمیدیدم😭😭😭اومدم خونه زن داییم ناهار از این سبدای بزرگ هست کل سینک و میگیره و دائم میذارن تو سینک … بهم گفت برو فرچه روشویی رو بیار اوردم دیدم با اون داره سبد سینک و میشوره😭😭😭 چطور اخه من غذا بخورم اینجا
😭😭😭😭 یه چیز دیگه هم دیدم الان رفته کفشاشو تو سینک داره تمیز میکنه من تاحالا از این چیزا ازش ندید ...
خواهش میکنم دیگه ادامه نده حتما سبزیاشم همونجا میشوره💔
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی ... زندگی لب ز خنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است ... گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است ... گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد... تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هرچه باشد او گل است ... گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است "قیصر امین پور"