دلم خیلی شکسته خیلی اصلا نمیدونم چرا این سهم منه ازمادر....
پارسال خواهر بزرگم سرش کلاه گذاشت خونشو 700میلیون زیر قیمت از چنگش درآورد اثاثش هم داشت بالا میکشید مادرمو انداخت بیرون از خونه با پول مامانم رفت باغ خریدبهش همون چندرغاز قیمته خونشم نمیداد من خودمو انداختم جلو چی ها که نکشیدم تا اثاث مامانمو نجات دادم خونه خریدیم براش خونه رو براش تجهیز کردم پدر خودمو شوهرم بچه هامو درآوردم اونوقت ده تومن ازش قرض خواستم از من چک گرفت بعد باآبجیم آشتی کرد صدتومن بهش قرض داده دوماهه الان بیمارستانه مامانم من رفتم دیدنش دیدم اون یکی خواهرم گفت صدتومن داده باز به این.دلم شکسته ازش همه حمالیش بامنه اما بااون همه بدی که اون درحقش کرده باز آنقدر بااون خوبه پیغام فرستادن امروز من برم ملاقاته مامانم باز ولی من دیگه نمیخام برم میخام قیدشو بزنم خسته ام حالم از این دنیا داره بهم میخوره چرا من آنقدر دستم بی نمکه.....