من اینجوری ام ک وقتی از رو ب رو یهو یه اشنا میاد ک باید وایسم و باهاش احوال پرسی کنم،نمیتونم
اگه برم سمتش دست بدم انگار یه تشت اب سرد ریختن روم ،برق منو میگیره،خشک میشم و سعی میکنم ب سمت دیگه ای برم یعنی در برم،نمیتونم واکنشمو کنترل کنم اون لحظه
نمیدونم چجوری توضیح بدم
امروز دوستم توی مراسم اومد سمتم،همچی عادی بود تا یهو نزدیک شدم بهش و دستش رو گرفتم،ناخوادگاه رفتم سمت دیگه و دست اونو سفت فشردم و با خودم بردم سمت دیگه
پرسید چیشده،گفتم هیچی قلبم درد میکنه🤦🏻♀️
خسته شدم از این وضع
۲۲ سالمه
پیش زمینشم از اونجایی شروع شد ک میترسیدم با کسی رو ب رو شم و ندونم برا احوال پرسی چی بگم
بعد چندین سال این شد نتیجش،ک واقعا بدنم خشک میشه و اعصابم فرمان ب خشک شدن و فرار میده