2777
2789
عنوان

شوهرمن

311 بازدید | 20 پست

بچه ها شوهر من یک مشکل خیلی بزرگ داره اونم اینه که اصلااا اجتماعی نیست هیچ وقت حوصله مهمونی رفتن نداره هیچوقت دوست نداره مهمون بیاد خونمون هرجا دعوتمون میکنن با کلی غر غر میاد و اعصابمو خورد میکنه 

من تو خانواده ای بزرگ شدم که همیشه کلی رفت و امد داشتیم من خیلی جاهارا به خاطر همسرم نمیرم و رفت و امدمو کم کردم ولی خیلی اذیت میشم همش تو خونه تنهاییم  میشه راهنماییم کنید  من باید چکار کنم ؟ 

تتنها برو تا چشش دراد

یه جایی خوندم که می‌گفت : هیچ وقت یک مادر رو سرزنش نکنید، چون خودش خیلی بهتر از شما این کارو بلده... هر روز یک احساس سنگینی و غم داره که مدام تکرار میکنه :کاش بیشتر بودم، کاش بهتر بودم و کاش مهربون تر بودم🥺🥺🥺❤وقتی یکی رو میبینین بچه اش کارغلطی کرده هی بش نگید چرا نگفتی،چرا باش حرف نمیزنی،شاید اون بچه...اونوخ بااین حرف دل مادرشوخون میکنی 🧡خدایاشکرت❤🧡پروفایلم نون خالی گذاشتم،دلتون نخواد😐/مهتابی سوخته سابق،حالا کسیم نمیشناسه ها،کلا من گمنامم🥺/😔خون میچکد از دیده در این کنج صبوری ،این صبر که من میکنم افشردن جان است😔/یه صلوات مهمونم کنین🧡❤/شنیدی میگن:به مورسید و پاره نشد؟؟؟؟مو هروقت به مو رسیدم پاره شدم،یعنی یکبار نشد به مو برسم و پاره نشم...😐🫡

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

درون‌گراس

بنظرم این داستانا برای دوران نامزدی 

باید اون موقع میپرسیدید

منم اهل مهمونی و مهمون و رفت آمد نیستم، فوقش ماهی 2 بار. 

خیلی سخته بخوای تغییرش بدی، اگرم تغییرش بدی بازم کاره درستی نیست! 

🏋️‍♀️👩🏻‍🦱🌱
هم شما مهمونی رفتنتو کم کن هم به شوهرت بگو از لاکش بیاد بیرون ، یه جوری به تعدل برسون

 من خیلی کم کردم به خاطر اون ولی بعضی جاهارا نمیشه نرفت این واسه همه جاااا غر میزنه میگه نمیام 

درون‌گراس بنظرم این داستانا برای دوران نامزدی  باید اون موقع میپرسیدید منم اهل مهمونی و مهمو ...

 تو دوران نامزدی بهش گفته بودم من اینجوریم اکیپ داریم رفت و امد داریم متاسفانه روراست نبود باهام میگفت من پایم مشکلی ندارم ولی الان همش چسبیده به خونه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز