مثل همیشه هرماه امشب خونه مادرشوهر شام دعوتیم
دخترش از شهرستان میاد
بعد خودشم مجبور بود بره فیزوتراپی
بعد گفتم خودم میخوام شام درست کنم بنابدلایلی
بعد منو شوهرم خونه بودیم غذا درست کردیم
من نشستم شوهرمم سرشو گذاشت روی پام دراز کشید بعد داشت با گوشی ور میرفت منم نازش میکردم
اصلا چیز خاصی نبود
جاریم کلید داشت وارد سالن که شد مارو دید جیغ کشید 😐🤦♀️
یعنیا درجا پریدیم از جیغ بنفشش
حالا هعی ازش میپرسم چرا جیغ زدی مگه نمیدونیستی خونه ایم
میگه میدونستم
میگم پس چی؟
روشو بر میگردونه حالت قهر محل نمیزاره 😂😂😂