2777
2789

خدا رو شکر با هم خوبیم و پسرش اذیت کن نیست،،خودمم جدا شده بودم.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خدا رو شکر با هم خوبیم و پسرش اذیت کن نیست،،خودمم جدا شده بودم.

من چون مجرد بودم الان هر بار که بچشو میبینم یاد بدبختیام میوفتم به نظرت فکرم اشتباهه؟

بلاخره همه چیز درست میشه

مامان من، ازدواج اولش بوده 


داداشم خیلی اذیت می‌کنه و بابام هم همینه، یکی از دلایلی که من از مردا بدم میاد رفتارهای پد‌ر و برادرمه 

اخلاقاشونم جوریه که تو ظاهر همه تعریف می‌کنن ولی تو خونه خیلی مارو اذیت میکنن و تفکرشونم مرد سالارانه هستش 


بی تعارف بگم، داییمو همش لعنت میکنم که باعث شد این ازدواج سر بگیره 😕

 درباره مهاجرت تحصیلی راهنمایی کردم، لطفاً اول تاپیکا رو بخونید، ممکنه جوابتون همون‌جا باشه :)

من چون مجرد بودم الان هر بار که بچشو میبینم یاد بدبختیام میوفتم به نظرت فکرم اشتباهه؟

چرا؟؟

نذار حسای منفی بهت غلبه کنن،،تو با یه مرد بچه دار ازدواج کردی یعنی یه چیزی در خودت دیدی که قبول کردی شرایطش رو،‌،الانم بهتره احساساتت رو مدیریت کنی یا از یه مشاور کمک بگیری،،همسرتم باید کمکت کنه و درکت کنه.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
من خودم ازدواج دوممه و از ازدواج اولم بچه دارم. همسر الانم ازدواجی نداشته

چه جالب واسه دیدنش غر نمیزنه یا میزاره بیاریش پیشتون باشه مثلا سه ماه تابستونو

بلاخره همه چیز درست میشه
چرا؟؟ نذار حسای منفی بهت غلبه کنن،،تو با یه مرد بچه دار ازدواج کردی یعنی یه چیزی در خودت دیدی که قب ...

هرچقدم تلاش میکنم نمیشه اخر

بلاخره همه چیز درست میشه
ینی چی یاد بدبختیات میفتی؟ مگه بچش باعث بدبختیات شده؟

اینکه انگار رکب خوردم یا گول خوردم یا همچین چیزی که باید با یه مجرد از همون اول وصلت میگردم

بلاخره همه چیز درست میشه
چه جالب واسه دیدنش غر نمیزنه یا میزاره بیاریش پیشتون باشه مثلا سه ماه تابستونو

نه غر نمیزنه اصلا خوبن باهم. هیچوقت تاحالا نگفته نیارش یا ببرش. کلا تو کار من دخالت نمیکنه فقط بعضی وقتا به خودم تذکرات تربیتی میده که بدم میاد ولی خب چیزی نمیگم 

هرچقدم تلاش میکنم نمیشه اخر

من همیشه به کسایی که می خوان با مردی که بچه داره ازدواج کنن می گم اگه آدم منطقی نیستین اصلاً انجامش ندین،،منطق واقعاً می خواد،،بعضی وقتا سرکوب احساسات باید انجام بدی،،کار سختیه ولی اگه آدم مدیریت کنه خیلی با ارزشه،،فرق هست بین مادری که به طور غریزی مادری می کنه با مادری که با یه امضا مادر شده و سعی می کنه درست رفتار کنه،،دومی کارش خیلی سخت تره چون غریزه ی مادری درش دخیل نیست.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792