اومدیم رشت رفتیم بازار بخدا من هیچ کرمی نریختم لباسمم بلند روی پا هیچ جای بدنم جز صورتم مشخص نبود ،،ولی همش افتاده بود دنبالم تا مرز سکته رفتم خیلی حس بدی بود عرق همینجور از سر و صورتم میریخت😭😭اول میخواستم به شوهرم زنگ بزنم بعدش به مادرشوهرم گفتم گفت زنگ نزن گوه میخوره هیچی نمیشه نترس ،،پس چجوریه واسه بعضی آدما عادیه بخدا اشکم در اومده بود
عاشق کربلا🥺 السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) آقام حسین همه میرن تو میمونی برام:)خدایا کمکم کن آرامشم تویی خدا جونم💚پناهم باااش😭 با آل علی هرکه درافتاد ور افتاد فقط حیدر امیرالمومنین است❤ چادرم یادگار مادرم زهرا سلام الله است
لطفا وقتی با نظرم یا حرفم مخالفی بدون هیچ حرف و ریپلای کردنی ازپستم رد شو!!!! مجبور نیستم طبق خواسته و فکر شما نظر بدم که، منم طرز فکری دارم وَ این کاملا ب خودم مربوطه🧡