خیلی بهم سخت گذشت تو شهر غریب
یهویی انگار افتادم داخل یک دره عمیق
توکل بخدا خودمو نجات دادم
الآنم کاری به کارشون ندارم
عید خواستم برم خونه مادرشوهرم اجازه نداد
زنده بودم سال دیگ زنگش هم نمیزنم
تو خیابون منو همسرم میبیننن پشت میکنند
برام غیر قابل باور
مهم نیستن دیگ برام