ما خونه داریم و خوبه راضی هستیم
حالا مادرشوهرم اینا اپارتمان ساختمان دارن با خواهرشو چندتا از بچه هاشون همه میرن یکجا
شوهرم میدونست من خوشم نمیاد برم پیششون وقتی بهم گفتن اون جای من حواب داد ک ما هستیم خونمون هرچی واحد اضافه اومد بفروشید و...
حالا چون جلوی خواهرش ضایع شده ک بچه های اون همه میرن ولی ما هیچکدوم نرفتیم پدر مارو دراورده😐😐😐
من اصلا با اینا سازگاری ندارم اخلاقامون بهم نمیخوره خوشم نمیاد برم باهاشون یکجا زندگی کنم:/
نمیدونم باید چیکار کنم