2777
2789
عنوان

حماقتی که کردم

492 بازدید | 32 پست

سلام من کلاس دهم روزی پنج ساعت درس میخوندم میانگین تراز قلم چی ام۷۵۰۰بو،واقعا استعدادم بالاست از دوران راهنمایی هم مدال نقره المپیاد ریاضی دارم،

رشتم تجربیه،

از مهر پارسال که کلاس یازدهم بودم تا الان من احمق رفتم توی رابطه عاطفی و درسمو ول کردم و هیچی نخوندم

میدونم کارم خیلی اشتباه بوده اما سرزنشم نکنید،

الان به خودم اومدم

خیلی میترسم استرس احساس گناه عذای وجدان که نتونم و نرسم،از طرفی هم نمیتونم پشن بمونم و این هفت ماه اخرین فرضت زندگیمه،،

بنظرتون میتونم قبول بشم؟؟؟؟

ناامیدم خیلی ناامید کمکم کنید

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

جلل خالق

اگه همش حس عذاب وجدان و تایید بخوای از بقیه معلومه که نه


تو اصلا تصور کن 3ماه فرصت داری

و روزی 12.13ساعت خیلی خیلی جدی است و آزمون میدی و واقعا وقت میزاری


حتی اونموقع هم میشه چه برسه الان

اگه دست بردارید از نگاه به گذشته

با این استعدادی که داری صد در صد موفق میشی مهم. خواسته که داریدیگه خودتو سرزنش نکنبچسب به هدفت

ممنونم ازت،همین الان بیدار شدم،یکی دو روزه شروع کردم،ایشالله که بتونم و خانوادمو شرمنده نکنم،،

جلل خالق اگه همش حس عذاب وجدان و تایید بخوای از بقیه معلومه که نه تو اصلا تصور کن 3ماه فرصت داری و ر ...

ممنونم از حرفات،

چند روزه با همین ساعت مطالعه که گفتی شروغ کردم،

امیدوارم که بتونم،

کاش میشد با یه پاککن گذشته رو پاککرد

کات کن و برو پی درس خوندنت قطعا می تونی

کات کردم،

میدونی چرا؟

چون دیدم دیگه خودمو نمیشناسم،درسته پسر خوبی بود،،،ولی چیزی نبود که من میخاستم،

ارزوی من دانشگاه بود دندون پزشکی بود مستقل بودن بود،،،

به خودم اومدم،

یکی دو روزه شروع کردم،

ولی میترسم،

که فککنم عادیه ترسم.

از من به تو نصیحت

از من به تو نصیحت

زندگیتو هیچ وقت دست پسرکان کوچولوی بی عرضه نده ،

اون پسرها بچه هستند

و اگر انرژیت رو صرف اونا کنی،هدر میره ،

ببین همسن ماها که شدی اصلا یادت نمیاد اسماشون چی بود به قرآن ،

یعنی برای تو

فقط درس درس درس درس

ببین هر درسی که میخونی تورو یه تست جلو میندازه

و تورو از غلط جواب دادن دور میکنه

پس درس درس درس

جونت رو بذار انتخاب رشته بازار کار دار کن

ببین چشم انداز و مسیر زندگیتو جاده سازی کن بیفت توش زن گس کن

اگه ندونی و نچینی ،همین جا دیمی زندگی کنی که در آین ه که چهل سالت شد دستت به هیچ جا بند نمیشه

میشه کمی نصیحتم کنین 
من مطمئنم میتونی و موفق میشی تو تواناییشو داریفقط دست از سرزنش خودت بردار با خودت مهربون باش

ممنونم از حرفات عزیزم،

یکی دو روزه سروع کردم،

بخدا خودمو با روسری میبندم به صندلی و همش میخونم

خیلی از دست خودم شاکی ام،کاش بتونم فراموش کنم

نمیدونم چجوری خودمو سرزنش نکنم

کات کردم،میدونی چرا؟چون دیدم دیگه خودمو نمیشناسم،درسته پسر خوبی بود،،،ولی چیزی نبود که من میخاستم،ار ...

نه نترس، من مشاورم و بهت حتم میدم میرسی اگه استمرارت رو حفظ کنی و دورشو خط بکشی


از من به تو نصیحت از من به تو نصیحت زندگیتو هیچ وقت دست پسرکان کوچولوی بی عرضه نده ،اون پسرها بچه هس ...

کات کردم،


میدونی چرا؟


چون دیدم دیگه خودمو نمیشناسم،درسته پسر خوبی بود،،،ولی چیزی نبود که من میخاستم،


ارزوی من دانشگاه بود دندون پزشکی بود مستقل بودن بود،،،


به خودم اومدم،


یکی دو روزه شروع کردم،


ولی میترسم،


که فکک


امیدوارم حماقت یک ساله رو بتونم هفت ماهه جمع کنم،،،،هرچند همیشه هروقت هرچی رو خواستم دیوانه وار به دستش اوردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108