اخرش گفت من میخابم نظراتتونو بعدا میخونم شاید تونستم جمعه رو تعطیل کردم هرچی دوستان میگفتن راه چاره نشون میدادن اون میگف نامزدم بچه س ومیخام زنم جوون باشه چندسال دیگه و خودمم فعلا نمیتونم شاگرد بگیرمو فلان بیسان انتظار داشت کلا نامزدش درکش کنه اونم بشینه تماشا کنه