فهمیدم صبحا که میگفت میرم بیرون کار اداری دارم بهم دروغ گفته رفته دختر دایی خودشو برده واسه کارای طلاق اونم دو سه ساعت بعد بهم گفت تو نیا الاف میشی کار دارم این به کار دختر دایی ش با ده نفر دوسته حتی متاهل
بین کسی که دوستتون داره وکسی که دوسش دارین، اونیکه دوستتون داره رو انتخاب کنین❤️توی خونه مادرشوهر اگه مجبور شدین کار کنین طوری کار کنین که کار نکردنتون و ترجیح بدن🤪به جاری زیاد محل ندین باهاشم درددل نکنین .در مورد مسائل خانوادگی بین خانواده شوهرحرفی نزنین 👊خودتون و خاکی نشون ندین چون ممکنه آسفالتتون کنن😂من خواهرتونم جاریتون یا خواهر شوهرتون نیستم پس هروقت پست گذاشتم تو تاپیکتون با لحن خواهرتون بخونین نه خواهرشوهرتون😃🤨
یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨