سیران تو یه خانواده ای بود که پدرش عصبی و روانیه و با اجبار با فرید ازدواج میکنه
فرید هم با اجبار خانوادش با سیران ازدواج میکنه و دوست دختر داره
بعد سیران و فرید عاشق هم میشن
حالا دوست دختر فرید میخواد هر طور هست زندگیشونو به هم بزنه و خودش زن فرید بشه
کوتاه و مختصر و مفید😁