2777
2789
عنوان

دلم تنگه

172 بازدید | 15 پست

اینکه خودم رهات کردم

فکر میکردم پشیمون نمیشم

ولی الان سه ماهه نخندیدم 

دلم برات تنگ شده بود و نبودم

ببخشید ک هرچی اومدی بی محلی کردم:)

هرکاری کردن نیومدی دیگه 

این آخرین باری بود ک اینجوری خواستمت 

از الان صبر میکنم اوضاعت درست شه

خودت گفتی صبر کنم تا وقتی زمانش برسه

دوست دارم

نمیتونم درد زندگیمو توصیف کنم...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سعی کن خودتو با یچیزی سرگرم کنی تا کمتر بهش فک کنی

نمیدونم چیکار کنم 

خودش گفت برگردمم ی رابطه ضعیف شکل میگیره چون دوریم

بزار وقتی اومدم درستش میکنیم

من ول نمیکنم هی دلم تنگ میشه

اوففف خدا

نمیتونم درد زندگیمو توصیف کنم...
نمیدونم چیکار کنم  خودش گفت برگردمم ی رابطه ضعیف شکل میگیره چون دوریم بزار وقتی اومدم درستش م ...

میدونمم نمیشه ولی تو سعی کن یجوری کمتر بهش فک کنی

اگه اهمیت ندی همچی خیلی بهتر پیش میره 

کاربری دست دونفره🫠
میدونمم نمیشه ولی تو سعی کن یجوری کمتر بهش فک کنی اگه اهمیت ندی همچی خیلی بهتر پیش میره 

پیام آخرشو بخون

نگفته دیگه نمیخوام

گفته فعلا نمیتونم الان نمیتونم

و گفته همه چی تو زمان خودش

پس ینی میخواد برگرده آره؟

نمیتونم درد زندگیمو توصیف کنم...

اول اینکه اگه میخواستت نمی‌رفت این یه واقعیته یه پسر وقتی می‌ره ک خودش نخوادت دیگه وگرنه نه تو نه هیچکسی نمتونست کاری کنه اون بره 

در ثانی این آقا کلا ۱۷ سالشه اگه هیچ کدوم ازین اتفاقا هم نمیوفتاد ایشون به ۲۰ نمی‌رسید و می‌رفت عشق این دوران زیاد دوام نمیاره هر چند نباید اسمشو عشق بذاریم ولی کلی گفتم 

بیخیال بابا 

اول اینکه اگه میخواستت نمی‌رفت این یه واقعیته یه پسر وقتی می‌ره ک خودش نخوادت دیگه وگرنه نه تو نه هی ...

عزیزم متاسفانه من رهاش کردم و هربار خواست برگرده ذوقش کور کردم

یکسال باهم بودیم

نمیتونم درد زندگیمو توصیف کنم...
عزیزم متاسفانه من رهاش کردم و هربار خواست برگرده ذوقش کور کردم یکسال باهم بودیم

میدونم خوندم تاپیک هاتو 

هر چی هم ک بشه اگه میخواستت نمی‌رفت 

ببین من یکی دوسم داشت

 هزار بار غرورشو شکستم هزار بار جلو همه خوردش کردم 

تو روش میگفتم بدم میاد نیا دنبالم 

یه بار بازارچه گذاشتن رفتم گل خریدم وقتی فهمید گل دوست دارم هر روز برام گل میآورد جلو چشش مینداختم اشغالی بهم التماس میکرد هر کاری میکرد هر کارییی همیشه همه جا مواظبم بود ولی من نمی‌خواستم خدایی خیلی گناه داشت ولی بخدا الآنم هنوز هست و پا برجاسو نرفته  

مسدودش کردم اما هر روز بهم پیام میده زنگ میزنم با اینه می‌دونه مسدوده 

واقعا دوسم داره ولی خب من بهش فکر هم نمیکنم چون شرایطشو ندارم 


میدونم خوندم تاپیک هاتو  هر چی هم ک بشه اگه میخواستت نمی‌رفت  ببین من یکی دوسم داشت &nb ...

راز موفقیتت بی محلیه 

متاسفانه من کص‌‌.خلم ول نمیکنم

وگرنه همون بار زنگ زد گریه کرد

نمیتونم درد زندگیمو توصیف کنم...
راز موفقیتت بی محلیه  متاسفانه من کص‌‌.خلم ول نمیکنم وگرنه همون بار زنگ زد گریه کرد

ن من معتقدم محبت محبت میاره از قصد هم بی محلی نکردم ولی خب من شرایطشو ندارم 

دوست ندارم اونم وابسته شه ولی شده دیگه 









ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز