من سرکار یه پسره هست از من خوشش اومده شرایطش ایطوریه ظاهرش قد بلنده و چهارشونه ان اما پوستش تیره است کمی یعنی سبزه خیلی تیره جنوبیه بعد این ادم سی سالشه اما همش با رفیق ها میگشته و مسافرت و این ور و اون ور برای همین تا الان خونه و ماشین نداره اخلاقش تا الان ک من دیدم حمایت گر و مهربونه خانوادش خوبن تحصیلات من برام خیلی مهم نیست همین امروز رفت جایی بهتر سرکار با حقوق نه ملیون عصر ها هم میخاد یه کار دیگ دوم بدست بیاره خونه هم مادرش ثبت نام کرده تا یکسال دیگ خونه هم داره
رفتارش واقیت خوبه مهربونه خیانتکار نیست من حق طلاق خاستم گفت میدم رفتارش گوشی نیست با مادرش حاظره همه چیز ب دست بیاره بعد بیاد خواستگاری اما همه میگن از نظر قیافه من از اون سرترم من قیافه ام بیبی فیس و اندام کشیده و لاغری دارم خانوادم مخالفن میگن چرا سی سالشه هیچی نداره چرا صبر نکنی یکی بهتر بیاد بنظرتون راست میگن؟ ولی من میگم وقتی همه چی داشت زنش میشم ن الان ک لحظه اولی هم ک اومد جلو قصدش ازدواج بود اما خیلی میترسه منم از دست بده دوستان خاهرانه نظرتون بگید بعنی چون دوستم داره و منم از رفتارش خوشم میاد بخاطر من رفیق و شراب گذاشته کنار چسبیده ب کارش ارزش نداره ب پاش بمونم؟ جواب نه بدم برم با کسی ک همه چی داره؟