من خیلی خونگرمم
یعنی هرجا بشینم سر صحبتو باز میکنم
از اب و هوا و میسابل متفرقه حرف میزنم
اگر طرفم زیبا باشه از قسنگیش تعریف میکنم
هرچیزی که برام جالب باشه با کنار دستیم شور میکنم
البته درهمون جا بعدخداحافطی خاک میشه
یکی دوتا دوستامو تو پارک دیدم به واسطه بچه هاشون ازتباط برقرار کردبم
اضافه کنم دوستایی اینچنی رو چندین بار بیرون دیدم که بعد ارتباط پیدا کردم در حد خیابون و پارک و استخرباهم باشیم
اما به خونه ام هیچ وقت راه ندادم در حال حاضر
این دوستمم که داره میاد خونم دختر دایی شوهرمه باهاش خوش میگذره