2777
2789
عنوان

😭 کمک 😭من اشتباه میکنم یا مادرشوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 485 بازدید | 24 پست
مادر شوهر منم شش ماه بنایی داشتن که نزدیک به دوماهش رو خونه ما بودن تو خونه پنجاه متری،یه چندباری هم ...

منم شوهرم ادم عصبی ایه یکم بهش بگم مامانش کمک نمیکنه خودش کار میکنه و پوست خودشو میکنه و دلم نمیاد قاطی مساعلش کنم 

منم شوهرم ادم عصبی ایه یکم بهش بگم مامانش کمک نمیکنه خودش کار میکنه و پوست خودشو میکنه و دلم نمیاد ق ...

نه کمکتون کنه خوبه ،شاید مادر شوهر ت به خودش اومد،ولی بی احترامی نکنید،یه کم سر سنگین باش باهاش...بخدا من خودم یه مدت خیلی اذیت شدم دختر م کلاس اولی بود باید باهاش درس کار میکردم ازیه طرف خونه کوچک ،فقط تو پذیرایی سه تا تشک جا میشد ،من و شوهرم با دخترم تو اتاق می‌خوابیدم و ببخشید وسط اتاق مون چادر می‌زدیم وقتهایی که می‌خواستیم رابطه داشته باشیم...یعنی شوهرم آنقدر ازدست سه تا برادراش شاکی بود میگف چرا کسی اوضاع مارو درک نمیکنه ،خونه های اونا بزرگتره بیان یه تعارف درست حسابی کنند پدرمادر و ببرن یه کم هم اونا نگهدارن....

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

نه کمکتون کنه خوبه ،شاید مادر شوهر ت به خودش اومد،ولی بی احترامی نکنید،یه کم سر سنگین باش باهاش...بخ ...

حالا تو و شوهرت انقد هواشو داشتین الان عزیز تری؟ از عروسای دیگه ؟ 

مادر شوهر منم شش ماه بنایی داشتن که نزدیک به دوماهش رو خونه ما بودن تو خونه پنجاه متری،یه چندباری هم ...

من غریبه ام ک عروسشون شدم چهار ساله خیلی باهام بد حرف میزنن درحالی ک تا تونستم احترام گزاشتم ولی بهم میگن با سیاست .موبایل پدرشوهرمو دزد برد براش با پول خودم موبایل خریدم .مادر شوهرم مریض شد خودم درمونش کردم .اخه پرستارم .ولی یه دستت درد نکنه توش نبود .بخاطر فشار روحی ک روم اوردن یه ساله کار نمیکنم و دارم بیماری اعصاب میگیرم 

حالا تو و شوهرت انقد هواشو داشتین الان عزیز تری؟ از عروسای دیگه ؟ 

نه بابا زود یادشون می‌ره ...پیش شوهرم عزیز هستم،اما اگه بدونی تو همون روزا پدرشوهرم چه چیزایی میگف....الان با اینکه دیوار به دیواریم کمتر میرم ...مادرشوهرم پدرشوهرم خوبند ولی هر از گاهی یه مسأله هایی پیش میاد..‌‌.الان دیگه مثل قبل کمک نمیکنم بهشون قبلا جارو میکردم خونه شون رو گردگیری و...الان بعداز اینکه بنایی کردن خیلی نمی‌رم و کمک نمیکنم مگر اینکه مهمان باشم

من غریبه ام ک عروسشون شدم چهار ساله خیلی باهام بد حرف میزنن درحالی ک تا تونستم احترام گزاشتم ولی بهم ...

که اینطور ....نه اینا قدر دان هستن ولی من توقع نداشتم آنقدر تو بناییشون منو زحمت بدن ،ازیه طرف خونه ما زیاد موندن،ازیه طرف من دخترم کلاس اولی بود ،ازیه طرف نهار بنا کارگر ،واییی....گاهی سالی که گذشت بچه ها کلاس مجازی داشتن صبح ها گیج میشدم ازیه طرف صبحانه حاضر کن از یه طرف نهار بزار ازیه طرف کلاس دخترم و اداره میکردم...خیلی اذیت شدم...دوساله اومدم پیش مادرشوهرم اولش کرونا گرفتن دوماه اسیر شدیم گاز نداشتم با پیک نیک و پلوپز غذا و سوپ و آبمیوه و....کار خونشون رو انجام میدادم....بخدا قسم دختراش نیومدن یه سر بزنن ...فقط دختر وسطی اومد یه بار آب هویج داد و رفت سه تا جاریم نیومدن کاری انجام بدن....ولی خداییش پدر شوهر مادرشوهرم تعریفمو میکردن پیش فامیل ...اما یادشون می‌ره دو سه بار تو جمع پدر شوهرم بد ضایع کرده منو از یادم نمیره

بقول شما دختراشون جمع می‌کنه دورش منو یادش میره،بعد کرونا یه چند ماهی که گذشت من سریه موضوعی خیلی دلگیر بودم نزدیک یک ماه من از خونه بیرون نیومدم یکبار مادرشوهرم نیومد بگه مردی ؟زنده ای؟خالم هست تازه.

همسایه منو پرسید ولی مادرشوهرم نپرسید....منم فاصله ام رو باهاشون زیاد کردم

یعنی چقد؟ انقدری که هر کی بی احترامی کرد چیزی نگه و ناراحتم نشه؟

ان دخترشه ..شما عروس ...

شما دخترش نیستید .ولی باز ان جور میگی خیلی خوبه مادرشوهرت ...مادرشوهر تیکه میندازه .زخم زبان میزنه .یک گوشه نشسته دخالت نمیکنه ...این یعنی خوب .فقط انجا که هی لباس میخواهد چی ...شوهرت خودش رو کم کنه ...بلده رو کم کنه .بلدید برو طلا بخر بگو زمین خریدم و مقروض

هر وقت تحقیر شدی .محکم بهش بگو از در نیومدی از پنجره اومدی به سلامت 

بقول شما دختراشون جمع می‌کنه دورش منو یادش میره،بعد کرونا یه چند ماهی که گذشت من سریه موضوعی خیلی دل ...

دخترشه ..از شکمش زده بیرون .نه ماه نگهداشته ...حتی بدجنس باشند خون خون را میمکه ...مادربزرگم یک عالمه زندایی هام کمک کرد .و بچه هاش نگهداشت .اخرش چی ..مثلا سی سال خوش و خرم باهم بودند سر دعوایی جاری دیگه ازهم جدا شدند.سر دختردایی ام ک خاله ام ...هر کدوم شوهر کردند مزاحم خانه مادری بودند...مادرا هر کدوم طرف بچه ان شدند جدا شدند

هر وقت تحقیر شدی .محکم بهش بگو از در نیومدی از پنجره اومدی به سلامت 

که اینطور ....نه اینا قدر دان هستن ولی من توقع نداشتم آنقدر تو بناییشون منو زحمت بدن ،ازیه طرف خونه ...

دختر بیچارس .واسه همان دلش با دخترشه .دختر بچه میاره .سرکوفت میخوره بدبختی میکشه .پسر بچه نمیزایه .فقط دردش پوله ...سرهمین مادر فقط به فکر دخترشه ...البته عروس خداییش اگر چیزیش بشه حتی بمیره خیلی هم مادرشوهر گریه کنه ‌.نمیدانم چرا ان قدر ناراحت نمیشوند...برعکس واسه دامادچرا ..داماد بمیره دق میکنند ..

هر وقت تحقیر شدی .محکم بهش بگو از در نیومدی از پنجره اومدی به سلامت 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792