بچه ها من از عصری بهم ریختم کلن
اصلا ظهر ب فکرمنرسید اگدعا باشه باید باطل بکنم
تو کشو کمد اتفاقی قیچی دیدم ظاهرش زیاد کهنه نبود ولی امتحان کردم کند بود اصلا همچنین قیچی ن خریده بودم ن دیده بودم خونه هم کس دیگ نیومده بود مطعنم مادرشوهرم با شوهرم دست ب یکی کردن و قیچی،و آوردن دعایی چیزی بهش نوشتن آخه خیلی از اینکار ها کردن باهام شوهرمم کلن باهام سرد شده شبا جدا میخابه و اصلا تو خونه باهام حرف نمیزنه
بنظرتون چکار کنم خیلی میترسم