دوستان شوهرم اینقد اینو تو مجردی و دوران عقدمون اینو با خودش برده مازندران عادت کرده،چن ماهه عروسی کردیم خونواده هامون مازندرانن،اینم جلوجلو زنگ زده ب شوهرم ک من باشما میام،متاهله،شوهرش نمیبزتش معمولا جایی،همیشه شوهرمن باید خط شو بخونه،تبدیل شده ب وظیفه،میگم اصلا چون گفته منم ببرین دیگ کنسل کنمو نریم،اگ نگیم ناراحت میشه حوصله بچشم ندارمممممممممممم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شوهرش نمیبره خو گناه داره حالا شما که دارین میرین ببرینش دیگه . ازت چیزی کم نمیشه که
بیچاره از شوهر شانس نداره از داداشم به لطف شما شانس نداره دیگه
بچه عجیب ترین موجود دنیاست...می اید،مادرت میکند،عاشقت میکند،رنجی ابدی را دروجودت میکارد،تا اخرین لحظه عمر عاشق نگهت میدارد وتمام...! بگمانم مادر بودن یک نوع دیوانگی ست، وقتی مادر میشوی رنجی ابدی سراغت می اید، رنجی نشات گرفته از عشق..،مادر که میشوی میخواهی جهان را برای فرزندت ارام کنی،میخواهی بهترین هارا از ان او کنی،وقتی می خزد،چهاردست وپامیرود،راه میرود ومیدود،توفقط تماشایش میکنی وقلبت برایش تند میتپد..❤از دردش نفست میگیرد روحت از بیماری اش زخم میشود،مادر که میشوی دیگر هیچ چیز جهان مثل قبل نخواهد بود،مادر که میشوی کس دیگری میشوی کسی که وجودش پر از عشق وجنون ودیوانگی ست