از بس سمن این زن داییا 😂😂😂
واسه من که دوتا دایی داشتم بزرگه اینو گرفت
این نذاشت کوچیکه زن بگیره از بس حسوده میگفت چش ندارم یکی بهتر از خودم ببینم نمیتونم تحمل کنم مادرشوهرم به اون توجه کنه
حتی دایی کوچیکم چندسااال پیش عاشق دختر همسایشون بود با هم دوست بودن بعد رفت سربازی
تو این فاصله زنداییم زنگ میزنه خونه دختره خودشو جای خالم جا میزنه میگه ما راضی به این وصلت نیستیم و برادرشوهرم کسی دیگه رو میخواد دحتر تو افتاده دنبالش
اینا هم از ترس ابرو با اولین خواستگار دختره رو شوهر دادن
داییم هنوز حسرت به دله
سنش رفته بالا دیگه ازدواج نکرد