شانس ماس دیگه عاشقیمون اینه
حالاامشب میگفت ازتوبهترنخواهم گرفت و دوست دارم و فلان بهمان
چن وقت پیش گفت ازدواج کنیم حاضری مهریت ببخشی
یا مثلا خیلی وقت پیشایااوایل میگفت حوصله دردادگاه ندارم فردابگی احساسی تصمیم گزفتم نمیدونستم اینه فلانه
یا مثاادوسه روز پیش میگفت توک اینقددوسم داری و جونت ب جونم وصله شفاهی ثابت نکن بعداعملی ثابت کن
بعدمیگه خدابزرگ و بیخیال توفکرش نرو براازدواج
یاداره منومیسنجه ببینه چجورم تاتهش همینم چون زیادچشش ترسیده
یا ازدواجیه ولی میخادمحتاطانه عمل کنه