چون رو خودم سرمایه گذاری نکردم
به خودم ارزش و اهمیت ندادم
به همه محبت کردم درحالی کسی بهپمحبت نکرد
همیشه دنبال جلب توحه و محبت دیگران بودم
شخصیت نمایشی دارم
مواظب ادمای اطرافمم تا نکنه ازم ناراحت بشن
همیشه نادیده گرفته میشم
و کسی دوسم نداره
من یه بازندم
هیچی ندارم هیچی
کاش میتونستم ول کنم همه ی ادم ها رو و میرفتم
حتی بچم که همه جونمه ازم همش توقع داره
پدر و مادرم
خانوادم
ولی کسی نیست واقعا بخاطر خودم ،خودمو بخواد
کسب نگران نیست که من نکران نشم
حتی همسر سابقم دقیقا همینطوری بود
هنیشه بفکر این بودم که خوشحالش کنم ولی اون چی
اخرین نفر بودن که براش اهمیت داشتم
مثلا یه بار توی جمع بودیم برا همه ابمیوه داد
من یادش رفتم
تو دور دوم پدیراییش
گفت ع تو میخوری
هیچ وقت وقتی مریض بودم مواظبم نبود خالمو نمی پرسید
البته همش تقصیر خودم بود
به خودم ارزش نمیدادم پس ارزشی هم تمی گرفتم
الانم تمیدونم از کجا شروع کنم
گاها یه دوره برا هودم ارزش نیدم برا خودم خرج میکنم
ولی ته دلم یه کسی رو میخواد که بهم محبت بده
خوشبحال اطرافیانم که منو دارن