سال گذشته این موقع پر ترس بودم ترس از نبودش
ترس از بی پشتوانه بودن ترس از دوست نداشتن من توسط بقیه
پر از محدودیت ذهنی شخصیت
سال گذشته سال سختی بود برام
یهو مادرم سرطان گرفت
اوضاع شهر بهم ریخته
درسام و...
و ترک شدنم
درد اگاهم کرد
درد نشون داد بهم یه دختر چقدر با ارزشه باید قدر خودش بدونه
یه دختر قوی تر از دردا و اشکاشه
تولد امسالم یه غم تو دلمه ولی
ان مع العسر یسرا
من روی خدا حساب باز کردم
برام صلوات می خونی قشنگم ؟ یه دعای خوب
دعا کنید اون چیزی که تو ذهنمه اتفاق بیوفته